عبارتی برای “نقطه قوت” ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای “نقطه قوت”

Painting is my forte نقاشی نقطه قوت منه Math is his forte ریاضی نقطه قوت اوست Cooking is her forte آشپزی نقطه قوت اوست

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 75 از 158 - الفبای زبان
واژه Half-wit ۰۱ مهر ۱۴۰۲

واژه Half-wit

Stupid كند ذهن / گیج Dumb کودن Dope خنگ Fool نادان Brainless بی مغز Idiot احمق Moron کم عقل Half-wit ابله Mindless بی فکر

واژه easygoing ۰۱ مهر ۱۴۰۲

واژه easygoing

easygoing=relaxed and tolerant in attitude or manner آدمی که بی خیاله/ زود ناراحت نمیشه/ He was easygoing and goodnatured او آدم بی خیال و خوش اخلاقی بود

face a challenge به چه معناست؟ ۲۹ شهریور ۱۴۰۲

face a challenge به چه معناست؟

face a challenge=faced with something difficult or unpleasant با چالش مواجه شدن But he will need more than a magnetic personality as he faces the toughest challenges of any peacetime President اما او به چیزی بیش از یک شخصیت کاریزماتیک نیاز دارد زیرا با سخت ترین چالش های هر رئیس جمهور زمان صلح روبرو است […]

چند واژه مرتبط (93) ۲۸ شهریور ۱۴۰۲

چند واژه مرتبط (93)

گربه=cat کینه ای=catty ماهی=fish مشکوک=fishy بینی=nose فضول=nosy کلاس=class باکلاس=classy

واژه Elegant ۲۸ شهریور ۱۴۰۲

واژه Elegant

Elegant: زیبا Gorgeous: زیبا ، محشر Stunning: زیبا ، چشم نواز Adorable, cute: بامزه Exquisite: زیبا ،شکیل

افعال دو قسمتی (2) ۲۷ شهریور ۱۴۰۲

افعال دو قسمتی (2)

set outشروع به کار کردن put offبه تاخیر انداختن back upپشتیبانی pass awayفوت شدن fall downفرو ریختن call offکنسل کردن

تفاوت civilization و culture ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

تفاوت civilization و culture

از civilization به معنی “تمدن” زمانی استفاده می کنیم که به راه و رسم زندگی جامعه ای اشاره داشته باشیم که از جهت “سازمان اجتماعی” و فرهنگ پیشرفته تلقی می شوند. The remote mountain villages are still untouched by modern civilization The film examines the ancient civilizations of Greece and Rome and their contributions to […]

iron out به چه معناست؟ ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

iron out به چه معناست؟

nose aroundفضولی کردن iron outاتو کردن bank onروی کسی حساب کردن cut outمتوقف کردن break offقطع ارتباط put offپشت گوش انداختن dig intoتحقیق کردن

چند جمله کاربردی (88) ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

چند جمله کاربردی (88)

It cost a fortuneIt cost an arm and a leg(با ارزش بودن، ارزش خریدن رو داشتن) That’s a rip-off(تیغ زدن کسی،دزدی، کلاهبرداری کردن با قیمت بالا) I can’t afford it(توان خریدن ش رو ندارم) That’s a bit pricey(یه خورده گرانه) That’s quite reasonable(کاملا منطقیه) It’s 20% off(بیست درصد تخفیف داره) That’s a good deal(معامله خوبیه) […]

چند واژه ساده (1) ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

چند واژه ساده (1)

skirt: دامن overall: لباس کار،سرهمی sweater: ژاکت swimsuit: لباس شنا hat: کلاه shorts: شلوارک slippers: دمپایی scarf: شال،روسری socks: جوراب