فعل عبارتی Account for
Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]
تست/امتحان کردن چیزی
Give it a whirl=give something a try یک امتحانی بکن/عبارت عامیانه برای تست کردن چیزی Jack planned to give it a whirl tonight by driving around his grandfather’s favorite car جک می خواست امشب یک امتحانی/ یک دوری با ماشین مورد علاقه پدربزرگش داشته باشد I wanted to give necklace a whirl in front of […]
مصالح ساختمانی
brick آجرcement سیمانconcrete بتنglass شیشهgravel شنmarble مرمرmetal فلزplastic پلاستیکsand شنslate اسلیتstone سنگwood چوب
درباره From now on
From now on From this time into the futureمنبعد، از حالا به بعد، از این پس، از اين به بعد I’m sorry that I dropped by at a bad time. From now on I’ll call you firstمتاسفم که بد موقع سر زدم. از این به بعد اول تلفن خواهم زد. Mr. Lee’s doctor told him […]
تفاوت بین aim و ambition
از کلمه ambition زمانی استفاده می کنیم که بخواهیم از هدفی خیلی مهم صحبت کنیم که برای به دست آوردنش زمان و تلاش زیادی باید صرف شود. Sandro’s ambition is to play for Italy in the World Cup کلمه aim به معنی “هدف” چیزی است که امیدواریم در نتیجه انجام کاری به آن برسیم و […]
تفاوت کلمات annoyed و disturbed
برای بیان حالت احساسی شخصی که از مسئله ای شوکه شده است؛ از صفت های disturbed, upset, distressed, offended استفاده می کنیم. He was disturbed to see the harsh behavior of the parents toward those children چنانچه هدف بیان کیفیت شوکه کننده در مورد چیزی باشد؛ از صفت های disturbing, upsetting, distressing و offensive استفاده […]
همایندهای کلمه “Pay”
همایندهای کلمه “Pay” Pay attentionتوجه کردن Pay a complimentتعریف و تمجید از کسی Pay your respectادای احترام کردن Pay a fineپرداخت جریمه Pay a billپرداخت قبض یا صورت حساب Pay in cashپرداخت نقدی Pay by credit cardپرداخت با کارت اعتباری
معانی مختلف Look up
Look up این فعل عبارتی علاوه بر اینکه به معنی جستجو کردن چیزی در کتاب و یا جایی هست به معنای بهتر شدن و ارتقا دادن اوضاع / در گفتمان و محاوره به معنی سر زدن به کسی به کار می رود. به مثالهای زیر دقت کنید: به معنای جستجو کردن و به دنبال چیزی […]
جلو و عقب کشیدن ساعت
spring forward جلو کشیدن ساعت Fall back عقب کشیدن ساعت In Iran we’ll spring forward 1 hour tonight در ایران ما امشب ساعت را یک ساعت جلو می کشیم
pass me the phone
از ترکیب pass me برای اینکه چیزی را کسی به ما بدهد استفاده میکنیم pass me the salt please نمکو بهم بده لطفا pass me the cheese please پنیر و بهم بده لطفا pass me the phone تلفن و بهم بده pass me the keys کلیدها رو بهم بده
فرق do one’s homework و do one’s housework
از do one’s homework در دو مورد استفاده می شود. 1- انجام تکالیفی که مدرسه برای دانش آموزان تعیین کرده است. Your child will be more accepting of doing his homework when he knows that it must be done at a specific time 2- انجام تحقیق در یک زمینه و آماده شدن برای کاری He […]






















Sunday, 4 October , 2026