جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn ۰۶ آبان ۱۴۰۵

جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn

I tripped over something پام به چیزی گیر کرد    I almost fell نزدیک بود زمین بخورم    My foot has gone numb پام خواب رفته   My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه   There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته    The line isn’t moving at all […]

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 74 از 160 - الفبای زبان
جلو و عقب کشیدن ساعت ۰۳ آبان ۱۴۰۲

جلو و عقب کشیدن ساعت

spring forward جلو کشیدن ساعت Fall back عقب کشیدن ساعت In Iran we’ll spring forward 1 hour tonight در ایران ما امشب ساعت را یک ساعت جلو می کشیم

pass me the phone ۰۳ آبان ۱۴۰۲

pass me the phone

از ترکیب pass me برای اینکه چیزی را کسی به ما بدهد استفاده میکنیم pass me the salt please نمکو بهم بده لطفا pass me the cheese please پنیر و بهم بده لطفا pass me the phone تلفن و بهم بده pass me the keys کلیدها رو بهم بده

فرق do one’s homework و do one’s housework ۲۹ مهر ۱۴۰۲

فرق do one’s homework و do one’s housework

از do one’s homework در دو مورد استفاده می شود. 1- انجام تکالیفی که مدرسه برای دانش آموزان تعیین کرده است. Your child will be more accepting of doing his homework when he knows that it must be done at a specific time 2- انجام تحقیق در یک زمینه و آماده شدن برای کاری He […]

احتمالش چقدره؟ ۲۹ مهر ۱۴۰۲

احتمالش چقدره؟

?What are the odds احتمالش چقدره؟ !Keep your shirt on جوش نیار! ?Am I in your hair مزاحمتم؟

تفاوت  Migrate & Emigrate & Immigrate ۲۵ مهر ۱۴۰۲

تفاوت Migrate & Emigrate & Immigrate

معانی مهاجرت در انگلیسی و تفاوت انها Emigrate ImmigrateMigrate Emigrate = to “leave” your native country to live in another countryمهاجرت کردن و “رفتن” از کشور فعلی برای سکونت در کشوری دیگر؛ برون کوچ کردن Almost everybody in Russia wants to emigrate تقریبا همه ی مردم روسیه میخوان مهاجرت کنند (به خارج از روسیه)! Immigrate […]

چند عبارت کاربردی (98) ۲۴ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی (98)

He is a movie aficionado او عاشق فیلم دیدن است He is a party animal او همیشه در حال پارتی کردن است He is a music buff او خیلی موزیک را دوست دارد He is a soccer fanatic او دیوونه ی فوتبال دیدن است

چند عبارت کاربردی (97) ۲۴ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی (97)

Eleventh hourدقیقه نود ( لحظه آخری) a sore spotنقطه ضعف a cross I have to bearباری که باید به دوش بکشم You have a lot of nerveخیلی رو داری! ?Are you trying to get a rise out of meداری سعی میکنی لج منو دربیاری؟ I think I’m getting the hang of itفکر میکنم داره قلقش […]

چند عبارت کاربردی/خودتو دست کم نگیر ۲۳ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی/خودتو دست کم نگیر

Don’t sell your self short=don’t underestimate yourself خودتو دست کم نگیر/ خودتو حقیر جلوه نده ?What is your pet phrase تکه کلامت چیه؟ Don’t rub in it سرکوفت نزن

چند عبارت کاربردی درمورد “خواب” ۲۳ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی درمورد “خواب”

He is a heavy sleeper خوابش سنگینه ! He is a light sleeperخوابش سبکه ! I oversleptخواب موندم ! My dream came trueخوابم تعبیر شد ! Sweet dreamsخواب‌های خوش ببینی ! I feel sleepyخوابم میاد. I lost my beauty sleepخواب ناز رو از دست دادم ! I lay awakeخوابم نبرد.

sew&sow&saw ۲۳ مهر ۱۴۰۲

sew&sow&saw