Take sth with a pinch of salt با احتیاط با چیزی برخورد کردن، شک داشتن نسبت به چیزی، چشم تردید داشتن، باور نداشتن به چیزی    I take all that fame with a pinch of salt من به همه آن شهرت شک دارم، چشم تردید دارم  I know they say I am a celebrity, but I […]

Take sth with a pinch of salt

با احتیاط با چیزی برخورد کردن، شک داشتن نسبت به چیزی، چشم تردید داشتن، باور نداشتن به چیزی

 

 I take all that fame with a pinch of salt

من به همه آن شهرت شک دارم، چشم تردید دارم

 I know they say I am a celebrity, but I take it all with a pinch of salt

می دونم که آنها می گویند من یک چهره مشهورم اما من خیلی بهش باور ندارم