Accurately معنی: به‌طور دقیق مثال: She can accurately describe what happened. او می‌تواند آنچه را که اتفاق افتاده به‌طور دقیق توصیف کند. Be aware of sth معنی: آگاه بودن از چیزی مثال: You should be aware of the risks. باید از خطرات آگاه باشی. Express sth معنی: بیان کردن چیزی  مثال: He expressed his opinion […]

Accurately

معنی: به‌طور دقیق
مثال:
She can accurately describe what happened.
او می‌تواند آنچه را که اتفاق افتاده به‌طور دقیق توصیف کند.

Be aware of sth
معنی: آگاه بودن از چیزی
مثال:
You should be aware of the risks.
باید از خطرات آگاه باشی.

Express sth
معنی: بیان کردن چیزی

 مثال:
He expressed his opinion clearly.
او نظرش را به‌وضوح بیان کرد.