Be attributed to نسبت داده شده، ناشی شده از چیزی The increase in obesity can be attributed to unhealthy افزایش چاقی را می توان ناشی از عادات غذایی ناسالم دانست   Carry out انجام دادن، اجرا کردن The researchers carried out a survey to find out people’s opinions محققان یک نظر سنجی اجرا کردند تا […]

Be attributed to

نسبت داده شده، ناشی شده از چیزی

The increase in obesity can be attributed to unhealthy

افزایش چاقی را می توان ناشی از عادات غذایی ناسالم دانست

 

Carry out

انجام دادن، اجرا کردن

The researchers carried out a survey to find out people’s opinions

محققان یک نظر سنجی اجرا کردند تا نظر مردم را بفهمند