“Hardly ever” به چه معناست؟
Hardly ever Used to say that something happens very rarely. به ندرت / تقریباً هیچوقت She hardly ever watches TV. او به ندرت تلویزیون تماشا میکند. ساختار: Subject + hardly ever + verb نکته مهم: Hardly ever خودش معنای منفی دارد، بنابراین نباید با فعل منفی استفاده شود.
اصلاحی برای ” نظرم عوض شد”
Had a change of heart نظرش عوض شد. Last week he said he would buy our house, but then he had a change of heart. هفته پیش او گفت می خواهد خانه ما را بخرد اما بعدا نظرش عوض شد “At first, he didn’t want to go on the trip, but he had a […]
چند عبارت کاربردی/ “کی فکرشو می کرد” به انگلیسی
A lot is going on کلی اتفاق در حال افتادن است Who would’ve thought? کی فکرشو می کرد؟ Who would’ve thought he’s become famous? کی فکرشو می کرد اون معروف بشه؟ So called به اصلاح
2 اصلاح کاربردی/ “Do not rock the boat” به چه معناست؟
Do not rock the boat دستش نزن. بگذار (وضعیت) همینطوری (آرام) بماند. شبیه این اصطلاح (با معنی کمی متفاوت) این است: If it ain’t broke, don’t fix it سری که نشکسته را دستمال نبند. میایی ابروش رو درست کنی، میزنی چشمش رو کور میکنی.
“A shady character” به چه معناست؟
A shady character آدم ناجور، مرموز They know some very shady characters. اونا چند تا آدم ناباب میشناسن. The security guard caught a shady character hanging around the back entrance to the warehouse. نگهبانا یه شخص مرموزی که دور و بر در ورودی پشتی انبار میگشت رو دستگیر کردن. T.me/karavani_Class
ساختار فوقالعاده پرکاربرد Do you fanc
Do you fancy میای Do you fancy + verb + ing Do you fancy going to gym? میای بریم باشگاه؟
3 ساختار پرکاربرد/ What made you
What made you….=….چی باعث شد که What made you laugh? چی باعث شد که بخندی؟ I have never….=….من تا به حال اصلا I have never played piano. من تا به حال اصلا پیانو نزدم. I want you to….=….ازت میخوام که I want you […]
چند اصلاح کاربردی/wiped out به چه معناست؟
I’m bummed خیلی ناراحتم I’m super psyched خیلی خوشحالم I’m low-key ticked off خیلی عصبانی لم I’m wiped out خیلی خسته ام I’m famished AF خیلی گرسنم
2 ساختار گرامری کاربردی/ مشغول بودن به کاری
۱. Be busy + (verb+ing) مشغول … بودن I’m busy preparing for the presentation. مشغول آماده کردن ارائهام ۲. Have fun + (verb+ing) از … لذت بردن We had fun playing football. از فوتبال بازی کردن لذت بردیم
افعال hope &promiss
۱. I hope to + (verb) امیدوارم که … I hope to visit Paris next year. امیدوارم سال بعد پاریس رو ببینم. ۲. I promise to + (verb) قول میدم … I promise to help you. قول میدم کمکت کنم







Thursday, 23 July , 2026