بایگانی‌های انگلیسی روزانه - صفحه 2 از 18 - الفبای زبان
چند اصطلاح ضروری/ اصطلاح “The ball is in your court” ۱۳ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح ضروری/ اصطلاح “The ball is in your court”

Break a leg!  موفق باشی! مثال: Break a leg in your performance tonight! در اجرای امشبت موفق باشی! Piece of cake. خیلی آسان است. The test was a piece of cake. امتحان خیلی آسان بود. Hit the nail on the head. دقیقاً به نکتهٔ اصلی اشاره کردن. You hit the nail on the head. دقیقاً […]

ساختار “It feels like + noun” ۱۳ مهر ۱۴۰۵

ساختار “It feels like + noun”

It feels like + noun یعنی انگار که… / حسش مثل… است» It feels like yesterday. انگار که همین دیروز بود. It feels like summer. انگار که تابستونه It feels like rain. انگار که بارونه It feels like home. انگار که خونه است / حس خونه رو میده   نکته ؛ بعد از It feels […]

۳ اصطلاح حرفه ای/ اصطلاح “I’m gonna sit this one out” ۱۲ مهر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح حرفه ای/ اصطلاح “I’m gonna sit this one out”

I didn’t think that was gonna happen فکر نمی کردم این اتفاق بیفته, فکر نمی کردم این طوری بشه   They actually cancelled the whole thing. I didn’t think that was gonna happen.   واقعاً کل برنامه رو کنسل کردن فکر نمی کردم این اتفاق بیفته   I wasn’t even thinking about that اصلاً به […]

چند اصطلاح کاربردی انگلیسی/ take makes sence ۰۶ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح کاربردی انگلیسی/ take makes sence

  1. It’s up to you  انتخاب با توئه 2. I’m looking forward to it  مشتاقانه منتظرشم 3. It’s not a big deal  چیز مهمی نیست 4. I’m getting used to it  دارم بهش عادت می‌کنم 5. That makes sense  منطقیه / قابل درکه 6. I’m not in the mood  حوصله‌اش رو ندارم 7. It […]

جملات کوتاه انگلیسی (۱۰۵) ۰۶ مهر ۱۴۰۵

جملات کوتاه انگلیسی (۱۰۵)

Some people dream of success… Others wake up and work hard for it . بعضى آدمها روياى موفقيت ميبينن، بعضى ديگه هم بيدار ميشن و سخت براش كار ميكنن. Sometimes I feel like giving up, but then I remember I have a lot of people to prove wrong يه روزهايى حس ميكنم ميخوام جا بزنم، […]

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟ ۰۵ مهر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟

Rumor has it that شایعه شده که… Rumor has it that they’re getting married شایعه شده که آنها دارند ازدواج میکنند.   I wasn’t gonna bring it up, but نمی خواستم مطرحش کنم ولی… I wasn’t gonna bring it up, but I think you should know نمی خواستم مطرحش کنم ولی فکر میکنم بهتره بدونی […]

چند واژه (1) با پیشوند “il” ۰۴ مهر ۱۴۰۵

چند واژه (1) با پیشوند “il”

illiterate بی سواد illegal غیر قانونی illogical غیر منطقی illegible ناخوانا illegitimate نامشروع liberadyart مخالف آزادی

۲ عبارت/ brush off & condone ۰۴ مهر ۱۴۰۵

۲ عبارت/ brush off & condone

Brush off تحویل نگرفتن کسی، بی محلی کردن She brush me off when I ask her for help او وقتی من ازش کمک خواستم به من بی محلی کرد   Condone چشم پوشی کردن، تحمل کردن اوضاع We should never condone violence ما نباید خشونت رو تحمل کنیم

حرف اضافه upset & agree ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

حرف اضافه upset & agree

حرف اضافه upset زمانی که بعد این فعل انسان باشد از with استفاده می کنیم I am upset with mina از مینا ناراحتم I am upset with you ازت ناراحتم   حرف اضافه agree در جملات انگلیسی with است و از افعال tobe  قبل جمله استفاده نمی شود I agree with you باهات موافقم I […]

چند اصطلاح کاربردی/ first rodeo به چه معناست؟ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح کاربردی/ first rodeo به چه معناست؟

It’s not my first rodeo بار اولم نیست، تجربه داشتم قبلا It’s my first rodeo بار اولم است I’m not one to gossip اهل غیبت نیستم I’m not one to argue اهل بحث نیستم Lay off بیخیال شو