بایگانی‌های english-idioms - صفحه 19 از 74 - الفبای زبان
پنج روش در پاسخ به معذرت خواهی! ۰۴ آذر ۱۴۰۳
5Ways to Respond to an Apology

پنج روش در پاسخ به معذرت خواهی!

That’s OK گپی نیست. It happens این چیزها اتفاق می افتد. No problem / No worries مشکلی ندارد.(به فکر اش نباش). Don’t worry about it نگران اش نباش. I forgive you تو را می بخشم.

چند عبارت تشویقی انگلیسی ۰۳ آذر ۱۴۰۳

چند عبارت تشویقی انگلیسی

There you go خوبه؛ ادامه بده Keep up the good work كار خوبت رو ادامه بده Keep it up ادامه بده Good job كار خوب I’m so proud of you بهت افتخار ميكنم Right on خوب؛ عالي

فرزند چندم خانواده هستی؟ (مکالمه انگلیس) ۰۳ آذر ۱۴۰۳

فرزند چندم خانواده هستی؟ (مکالمه انگلیس)

?What’s your birth order فرزند چندم خانواده هستی؟! I’m an only child من تک فرزندم. I’m the eldest child من فرزند اول(ارشد) هستم. I’m the second born من فرزند دوم هستم. I’m the middle child من فرزند وسط هستم. I’m the baby of the family من فرزند آخر (ته تغاری) هستم.

3 اصطلاح کاربردی/   I lost my cool به چه معناست؟ ۳۰ آبان ۱۴۰۳

3 اصطلاح کاربردی/  I lost my cool به چه معناست؟

I lost my cool    از کوره در رفتم! ‌   Call on در خواست کمک کردن Provided that      به شرطی که! ‌

3 اصطلاح انگلیسی/ «Over my dead body» به چه معناست؟ ۲۸ آبان ۱۴۰۳
Neck of the woods چطور؟

3 اصطلاح انگلیسی/ «Over my dead body» به چه معناست؟

Neck of the woods در منطقه با همسایگی چیزی یا کسی بودن Needle in a haystack یافتن سوزن درانبار کاه /تلاش سخت برای پیدا کردن چیزی Over my dead body محاله بزارم انجامش بدی/ مگر ازجنازه من رد شی انجام شه

3 اصطلاح کاربردی/ A dime a dozen به چه معناست؟ ۲۸ آبان ۱۴۰۳

3 اصطلاح کاربردی/ A dime a dozen به چه معناست؟

Zero sum game اصطلاح ریاضی طور- بازی مجموع صفر ، بازی صفر مجموع loose cannon غیرقابل کنترل، غیرقابل پیش بینی/ آدم آتش به اختیار / آدمی که بدون فکر کاری را می کند A dime a dozen چیز بی ارزش و ساده برای بدست آوردن    

تفاوت  right now و right away ۲۷ آبان ۱۴۰۳

تفاوت right now و right away

وقتی میگیم right now یعنی همین الان، همین حالا، حال حاضر Example: I’m washing the dishes right now من الان دارم ظرف هارو میشورم.   اما right away یعنی بی درنگ، بدون تاخیر Example: I need to talk to your boss right away من باید فوری با رئیست صحبت کنم

فعل عبارتی «Clear off» به چه معناست؟ ۲۶ آبان ۱۴۰۳

فعل عبارتی «Clear off» به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb) Clear off به معنای “جایی را به سرعت ترک کردن” است.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Leave somewhere quickly     مثال: As soon as the trouble started, we cleared off همون موقع که دردسر شروع شد ما به سرعت آنجا را ترک کردیم.

4 اصطلاح کاربردی/ Knock off به چه معناست؟ ۲۶ آبان ۱۴۰۳
Out of spite به چه معناست؟

4 اصطلاح کاربردی/ Knock off به چه معناست؟

Keep your head   دست و پاتو گم نکن!      Such a guy   این دیگه کیه!   Knock off قیمت رو کم کن Out of spite     از سر لجبازی و کینه!  

فعل «Chase off» به چه معناست؟ ۲۶ آبان ۱۴۰۳

فعل «Chase off» به چه معناست؟

 فعل عبارتی (phrasal verb) Chase off به معنای “کسی را مجبور به ترک کردن یا فرار کردن از جایی” است.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Force a person to leave or go away     مثال: The dog chased the postal worker off سگ کارمند اداره پست را فراری داد.