The match was drawn/ یکی از کاربردهای Draw
The match was drawn They drew at 2_2 بازی مساوی شد آنها در 2_2 مساوی کردند a drawn game: The match ended in a draw یک بازی مساوی: بازی با تساوی به پایان رسید a drawn game The match ended in a draw این دیدار با تساوی به پایان رسید a car draw قرعی کشی […]
برخی قیدهای پرکاربرد زبان انگلیسی
Basically اساساً Certainly مطمئناً Entirely کلا- بطور کلی Personally شخصاً Regularly بطور منظم Smoothly به آسانی – به نرمی Strictly دقیقاً Publicly آشکارا- بطور علنی Seriously بطور جدی Straightly بطور مستقیم Similarly بطور مشابه Firmly قاطعانه – به محکمی
تفاوت To ,Too,Two در انگلیسی
تفاوت سه کلمه بالا را با مثالهای مختلف توضیح میدهیم. معنی هر کلمه به ترتیب: to به معنی «به» و two به معنی «دو» است. too به معنی همچنین میباشد. To یک حرف اضافه preposition یا بخشی از اصطلاح مصدری فعل است. (“She was heading to the gym after work” (preposition) or “She wanted […]
اصطلاح «off the charts» به چه معناست؟
off the charts خیلی زیاد/خیلی بالا/فوق العاده/بیش از انتظار The Doctor immediately made a call to my primary physician to find out what medications I could take, because my blood pressure was off the charts دکتر فوراً با پزشک اصلی من تماس گرفت تا بفهمد چه داروهایی را می توانم مصرف کنم، زیرا فشار […]
چند جمله کاربردی/ «خون دماغ شدن» به انگلیسی
These flowers are artificial این گُل ها مصنوعی هستند . He wears a wig او کلاه گیس میزاره . I have a false tooth من دندان مصنوعی دارم . My nose is bleeding خون دماغ شدم . Stir your tea / coffee چای / قهوه خودتان را هَم بزنید ! Your nose is running آب […]
جملات انگلیسی کاربردی در رستوران (103)
این هم شربت پرتقال شما. Here is your orangeade, sir مواظب باشید روی لباس تون نریزه. Be careful not to spill it on your clothes اول به هم بزنید بعد بنوشید. First stir it and then drink it این نوشیدنی مزه لیموناد میده. This drink tastes like lemonade دوست داری یک جرعه امتحان کنی؟ ?Would […]
اصطلاحات انگلیسی مرتبط با رانندگی
Hop in بپر بالا، سوارشو! Speed up تند برو! Step on it گاز بده! Overtake سبقت بگیر! Pull over بزن کنار!
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد شخصیت افراد (101)
او پر حرف/ کم حرف است. He’s talkative/quiet او خوش صحبت/ کسل کننده است. He’s entertaining/boring او خجالتی/پررو است. He’s shy/ cheeky او مودب/ بی ادب است. He’s polite/impolite او متین(باوقار)# جلف/سطح پایین است. He’s calm/composed/ self-possessed# cheap/ low-class او مودب/ بی ادب است. He’s polite/ impolite (rude او قابل اعتماد/ غیر قابل اعتماد است. […]
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد شخصیت افراد(100)
در این پست اصطلاحات و جملات رایج انگلیسی که برای توصیف شخصیت افراد به کار می رود، عنوان شده است. نسبتاً اجتماعی است. He‘s quite sociable نسبتاً گوشه گیر است. He’s rather unsociable من مهربان و صمیمی هستم. I’m kind and friendly خودم را مهربان و صمیمی می دانم. I consider myself kind and […]
برخی ویژگی ظاهری افراد/ کک و مکی/ ابرو کمان
Good looking خوش قيافه Attractive خيره كننده Skinny استخواني و لاغر Obese خيلي چاق Muscular عضلاني Broad shouldered شانه پهن Sun tanned آفتاب سوخته Rosy cheecked لپ گلي Thin faced صورت باريك Round faced صورت گرد Bald كچل Scruffy شلخته Dry hair/ greasy hair موي خشك/ چرب Freckles كك و مك Arched brows ابرو كماني […]







Tuesday, 20 October , 2026