بایگانی‌های english-idioms - صفحه 18 از 74 - الفبای زبان
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد شخصیت افراد(100) ۱۳ آذر ۱۴۰۳

جملات رایج زبان انگلیسی در مورد شخصیت افراد(100)

در این پست اصطلاحات و جملات رایج انگلیسی که برای توصیف شخصیت افراد به کار می رود، عنوان شده است.   نسبتاً اجتماعی است. He‘s quite sociable  نسبتاً گوشه گیر است. He’s rather unsociable  من مهربان و صمیمی هستم. I’m kind and friendly خودم را مهربان و صمیمی می دانم. I consider myself kind and […]

برخی ویژگی ظاهری افراد/ کک و مکی/ ابرو کمان ۱۳ آذر ۱۴۰۳

برخی ویژگی ظاهری افراد/ کک و مکی/ ابرو کمان

Good looking خوش قيافه Attractive خيره كننده Skinny استخواني و لاغر Obese خيلي چاق Muscular عضلاني Broad shouldered شانه پهن Sun tanned آفتاب سوخته Rosy cheecked لپ گلي Thin faced صورت باريك Round faced صورت گرد Bald كچل Scruffy شلخته Dry hair/ greasy hair موي خشك/ چرب Freckles كك و مك Arched brows ابرو كماني […]

جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (87) ۱۲ آذر ۱۴۰۳

جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (87)

Psychology says when you are upset about something: Do not be silent, do not grin, do not distance yourself from others, this not only does not reduce your pain, but also, It creates a deeper wound روانشناسی میگه: وقتی از چیزی ناراحتی ساکت نباش، پوزخند نزن، از بقیه فاصله نگیر، این کار نه تنها دردت‌ […]

چند عبارت انگلیسی برای گفتن «هر جور مایلی…» ۱۰ آذر ۱۴۰۳

چند عبارت انگلیسی برای گفتن «هر جور مایلی…»

Suit yourself As you please As you wish Do what you want at your convenience as you see fit anything you want anything you like as much as you like

چند عبارت مهم با واژه Dead ۱۰ آذر ۱۴۰۳

چند عبارت مهم با واژه Dead

نویسنده : سارا کوشا واژه dead اگر قبل از صفت بیاد به معنی absolutly و دقیقا می باشد   Dead right:دقیقا درست Dead shot :کسی که هدفش را دقیق میزند Dead color: رنگ مات Dead sound: صدای گرفته و سنگین که طنین ندارد Dead wall:دیوار بدون پنجره Deadpan: چهره بی احساس Dead certainty: مطلب کاملا […]

لغات اساسی در رستوران /  (102) Essential Words ۱۰ آذر ۱۴۰۳

لغات اساسی در رستوران / (102) Essential Words

نویسنده : صغری توحیدلو لغات اساسی در رستوران Essential Words سفارش دادن:order پیتزا فروشی:pizzeria/Pizza parlor ساندویچ فروشی:Sandwich bar میز را چیدن:set the table اغذیه فروشی:snack bar پیش غذا: Starter/appetizer رستوران بخر و ببر:take-away/take-out restaurant رو میزی: tablecloth سفارش گرفت: take order انعام: tip پیشخدمت مرد:waiter پیشخدمت زن: waitress رستوران لب دریا: waterfront restaurant کاملا رزرو […]

۱۰ آذر ۱۴۰۳

انواه بینی در انگلیسی/ بینی کوفته

او بینی کج دارد. He has a crooked nose او بینی شکسته دارد. He has a broken nose او بینی کوفته دارد. He has a flat nose او بینی عقابی دارد. He has a Roman nose

عبارت «Tail off» به چه معناست؟ ۰۴ آذر ۱۴۰۳

عبارت «Tail off» به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb) Tail off به معنای “ساکت شدن، سکوت کردن، کاهش یافتن تدریجی” است.     syn for tail off=Become silent =inaudible   مثال: The voices tailed off when she entered وقتی او وارد شد، سر و صداها خوابید (همه سکوت کردند). Our productivity tailed off last year بهره وری ما در سال […]

نکته گرامری با ساختار ( شکل ساده فعل+I was gonna) ۰۴ آذر ۱۴۰۳

نکته گرامری با ساختار ( شکل ساده فعل+I was gonna)

زمانی که می خواهیم بگوییم میخواستم فلان کار رو انجام بدهم از این ساختار استفاده کنید:    شکل ساده فعل+I was gonna   I was gonna eat pizza میخواستم پیتزا بخورم . I was gonna stay home میخواستم بمونم خونه . I was gonna tell you میخواستم بهت بگم .

3 اصطلاح کاربردی انگلیسی/ «از تو بعیده» به انگلیسی ۰۴ آذر ۱۴۰۳

3 اصطلاح کاربردی انگلیسی/ «از تو بعیده» به انگلیسی

It’s unlike you از تو بعیده… It doesn’t make sense با عقل جور در نمیاد you are a looker تو خیلی جذابی