“Hardly ever” به چه معناست؟
Hardly ever Used to say that something happens very rarely. به ندرت / تقریباً هیچوقت She hardly ever watches TV. او به ندرت تلویزیون تماشا میکند. ساختار: Subject + hardly ever + verb نکته مهم: Hardly ever خودش معنای منفی دارد، بنابراین نباید با فعل منفی استفاده شود.
“A shady character” به چه معناست؟
A shady character آدم ناجور، مرموز They know some very shady characters. اونا چند تا آدم ناباب میشناسن. The security guard caught a shady character hanging around the back entrance to the warehouse. نگهبانا یه شخص مرموزی که دور و بر در ورودی پشتی انبار میگشت رو دستگیر کردن. T.me/karavani_Class
ساختار فوقالعاده پرکاربرد Do you fanc
Do you fancy میای Do you fancy + verb + ing Do you fancy going to gym? میای بریم باشگاه؟
افعال hope &promiss
۱. I hope to + (verb) امیدوارم که … I hope to visit Paris next year. امیدوارم سال بعد پاریس رو ببینم. ۲. I promise to + (verb) قول میدم … I promise to help you. قول میدم کمکت کنم
چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه (۱۲۴)
What got you interested in that? چی باعث شد به اون علاقهمند بشی؟ How long have you been doing that? چند وقته داری اون کار رو انجام میدی؟ What’s the best part about it? بهترین بخشش چیه؟ What’s the most challenging part? سختترین بخشش چیه؟ That sounds exciting! خیلی هیجانانگیز به نظر میاد! I’ve always […]
چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه(۱۲۳)
Hi, how’s it going? سلام، اوضاع چطوره؟ How have you been? حالت چطور بوده؟ (بعد از مدتی ندیدن) What have you been up to? این مدت مشغول چی بودی؟ Is this your first time here? اولین باره اینجایی؟ Where are you from originally? اصالتاً اهل کجایی؟ What do you do for a living? شغلت چیه؟ […]
تاکید بر مالکیت با فعل «Own»
فعل own به معنای تملک و مالکیت داشتن است. کلمه “own” در انگلیسی میتواند به چندین شکل و با چندین نقش گرامری به کار برده شود. در زیر به بررسی معانی و نقشهای مختلف این کلمه پرداختهام: فعل “own”: به معنای مالکیت داشتن یا مالک بودن. I own a car (من یک […]
قالب کاربردی «اگر جای تو بودم»
اگر جای تو بودم If I were you, I would If I were you, I would hurry اگر جای تو بودم، عجله میکردم. If I were you, I would think about it اگر جای تو بودم، درموردش فکر میکردم. If I were you, I wouldn’t do that اگر جای تو بودم، اون کار رو نمیکردم.
ساختار گرامری « It takes + (time) + to + (verb)»
It takes + (time) + to + (verb) وقتی می خواهید به کسی بگید یک کاری چقدر زمان میبره از این قالب گرامری استفاده کنید: It takes + (time) + to + (verb) “It takes one hour to get there” “It takes forty-five minutes for me to get ready” “It takes four quarters to complete […]
عبارت «به یک شرط» در جملات انگلیسی + مثال
On one condition به یک شرط ! You can go on one condition، you have to finish your homework به یک شرط میتونی بری ،که تکالیفت رو تموم کنی. I will drive you to your interview tomorrow on one condition; you buy lunch afterwards من فردا شما را به یک شرط به مصاحبه […]







Thursday, 24 September , 2026