واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی
Indefatigable SYN: tireless (رسمی) خستگی ناپذیر، نَستوه Although the effort of taking out the garbage exhausted Wayne for the entire morning, when it came to partying, he was indefatigable اگرچه تلاش برای بیرون بردن زباله ها وین را کل صبح خسته کرد، اما وقتی نوبت به مهمانی رسید، خستگی ناپذیر بود. One can […]
اصطلاحی برای ” جا زدن/ عقب نشینی کردن!!”
Chicken out جا زدن از تصمیم، عقب نشینی کردن از سر ترس یا هر چیزی! Syn=back down, back off, He was going to ask for a raise, but he chickened out at the last minute. او می خواست درخواست افزایش حقوق دهد اما آخرین لحظه جا زد
۳ اصطلاح/ I’ broke& I’ve campany به چه معناست؟
I’m broke “پول ندارم” / “دستم خالیه I can’t go out tonight, I’m broke! امشب نمیتونم بیام بیرون، پول ندارم! I have company مهمان دارم You’re full of it داری چرت میگی
2 لغت جذاب/ letdown & underwhelming
Letdown ضدحال، تو ذوق زن، حالگیری The movie was a huge letdown فیلم خیلی ضدحال بدی بود Underwhelming چیزی که فکر می کنی خوبه ولی غافلگیری می کنه، چیزی که انتظار داشتی خوب باشه ولی پایین تر از انتظارت بوده The movie was underwhelming, I expected it to be amazing فیلم پایین تر […]
4 اصطلاح جذاب/ “?What’s your 20” به چه معناست؟
What’s your 20? کجایی، لوکیشن کجاست؟ No buts, no cuts, no coconuts هیچ بهانه ای پذیرفته نیست، بهانه نیار What’s your poison? چی (نوشیدنی) می خوای؟ Wake up and smell the coffee با واقعیت روبه رو شدن
تفاوت عبارت Steal & Rob
زمانی که (object) جملهی ما مثلا پول، کیف، ساعت، ماشین و…. است که دزدیده شده است از “Steal” استفاده میکنیم. Steal something from somebody or Somewhere مثال: Someone has stolen all his money . شخصی همه پول او را دزدیده است. زمانی که مفعول جمله مثلا خانه، بانک، یک شخص و … باشد که از آن […]
اصطلاحی برای ” بدون دعوت جایی رفتن”
Crash someone’s party معنی: «بیدعوت رفتن به یه مهمونی یا جمع». We crashed their party last night! دیشب بیدعوت رفتیم مهمونیشون! Tom didn’t get an invite, but he crashed the party anyway! تام دعوت نشده بود، ولی بازم رفت مهمونی!
اصطلاحی برای ” تو ذوق کسی زدن”
Rain on someone’s parade معنی: حالِ کسی رو گرفتن / ذوق کسی رو کور کردن (معادل عامیانه فارسی: «تو ذوق کسی زدن») مثال: I don’t want to rain on your parade, but the event might get canceled. نمیخوام تو ذوقت بزنم، ولی احتمالاً برنامه لغو بشه.
اصطلاحی برای “تفاهم داشتن با فردی”
On the same wavelength Meaning: to understand each other easily / to think the same way معنی: با هم هماهنگ بودن، تفاهم داشتن، سریع همدیگه رو فهمیدن مثال: We work so well together because we’re on the same wavelength. خیلی خوب با هم کار میکنیم چون تفاهم داریم و همدیگه رو میفهمیم.
2 اصطلاح/ by the book & go the whole hog
By the book Meaning: to do something exactly according to the rules معنی: طبق قانون عمل کردن / مو به مو طبق مقررات مثال The officer did everything by the book. اون مأمور همهچیز رو دقیقاً طبق قانون انجام داد. Go the whole hog Meaning: to do something completely or as much as possible معنی: […]
اصطلاح “Little did I know” به چه معناست؟
Little did I know … «نمیدونستم که…» ولی رسمی و تأکیدی بگی، میتونی از این ساختار استفاده کنی: Little + auxiliary + subject + verb مثال: Little did I know that he was lying. نمیدانستم که او دروغ میگفت. Little did she realize the truth. اصلاً متوجه حقیقت نشد. نکته مهم: (نادرست) Little I knew… […]





















Monday, 21 September , 2026