اصطلاح «ignorance is bliss» به چه معناست؟ ۰۴ آبان ۱۴۰۵

اصطلاح «ignorance is bliss» به چه معناست؟

ignorance is bliss مصداق ضرب المثل معروف «بی خبری، خوش خبری است»/نادانی سعادت است if you do not know about something, you do not worry about it What’s the point in knowing about all these problems if we can’t do anything about them? Sometimes ignorance is bliss, you know اگر نتوانیم کاری در مورد آنها […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 14 از 117 - الفبای زبان
اصطلاح ” Lend credence to” به چه معناست؟ ۲۸ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح ” Lend credence to” به چه معناست؟

 Lend credence to Meaning: to make something seem more believable or credible  معنی: اعتبار بخشیدن به / قابل‌باورتر کردن مثال: These results lend credence to the proposed theory. این نتایج به نظریه پیشنهادی اعتبار می‌بخشند.

اصطلاح “Little did I know” به چه معناست؟ ۲۸ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Little did I know” به چه معناست؟

Little did I know … «نمی‌دونستم که…» ولی رسمی و تأکیدی بگی، می‌تونی از این ساختار استفاده کنی: Little + auxiliary + subject + verb مثال: Little did I know that he was lying. نمی‌دانستم که او دروغ می‌گفت. Little did she realize the truth. اصلاً متوجه حقیقت نشد.  نکته مهم: (نادرست) Little I knew… […]

اصطلاح ” Get your ducks in a row” به چه معناست؟ ۲۷ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح ” Get your ducks in a row” به چه معناست؟

 Get your ducks in a row Meaning: To organize things and prepare properly before doing something.  معنی: همه‌چیز را مرتب و آماده کردن / کارها را سر و سامان دادن مثال: Before starting your business, you should get your ducks in a row.  قبل از راه‌اندازی کسب‌وکارت، باید همه‌چیز را مرتب و آماده کنی.

۲۷ تیر ۱۴۰۵

 Barking up the wrong tree  Meaning: To blame or accuse the wrong person, or to pursue the wrong idea. معنی: آدرس اشتباهی رفتن / اشتباه گرفتن مقصر یا راه‌حل مثال: If you think I broke the window, you’re barking up the wrong tree. اگر فکر می‌کنی من پنجره را شکسته‌ام، اشتباه می‌کنی و سراغ آدم […]

اصطلاح “The ball is in your court ” به چه معناست؟ ۲۴ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “The ball is in your court ” به چه معناست؟

The ball is in your court  Meaning: It is your turn to make a decision or take action. معنی: حالا نوبت توست / تصمیم یا اقدام بعدی به عهده توست مثال: I’ve told you all the facts. Now the ball is in your court. من همه واقعیت‌ها را بهت گفتم. حالا تصمیم‌گیری با توست.

اصطلاح “Jump on the bandwagon ” به چه معناست؟ ۲۴ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Jump on the bandwagon ” به چه معناست؟

Jump on the bandwagon  Meaning: To join or support something because it has become popular.  از روی مُد یا محبوبیت دنباله‌رو چیزی شدن مثال: Everyone is jumping on the bandwagon of AI tools these days. این روزها همه دارند از روی مُد به موج ابزارهای هوش مصنوعی می‌پیوندند.  این اصطلاح زمانی استفاده می‌شود که افراد […]

اصطلاح “Go the extra mile ” به چه معناست؟ ۲۳ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Go the extra mile ” به چه معناست؟

Go the extra mile  Meaning: To make more effort than is expected or required بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / سنگ تمام گذاشتن She always goes the extra mile to help her customers. او همیشه برای کمک به مشتریانش سنگ تمام می‌گذارد.

اصطلاح “line in a sand” به چه معناست؟ ۲۲ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “line in a sand” به چه معناست؟

Draw a line in a sand معنی اول :حد و مرز تعیین کردن برای , خط قرمز تعیین کردن، موضعی قاطع داشتن   It was time to draw a line in the sand, forget the past, and work together.  وقتشه که بیایم حد و حدود تعیین کنیم و گدشته را فراموش کنیم و با هم […]

اصطلاح عبارتی “loose cannon” ۲۲ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح عبارتی “loose cannon”

Loose Cannon کسی که غیر قابل کنترل و غیر قابل پیش بینیه. خطرناک. کسی که باعث آبروریزی یا خرابکاری بزرگ میشه. ریشه کلمه از این می‌آد که در زمان قدیم، روی کشتی‌های چوبی، توپ (توپخانه) فلزی داشتند که روی چرخ بودند. این توپها با زنجیر به عرشه کشتی محکم بسته شده بودند. اگر یکی از […]

3 اصطلاح کاربردی/ “سر و کله شون پیدا شد” ۲۲ تیر ۱۴۰۵

3 اصطلاح کاربردی/ “سر و کله شون پیدا شد”

Have the bandwidth to do something فراغت بال داشتن برای انجام کاری. وقت داشتن برای انجام کاری Have the mental capacity to do something ظرفیت ذهنی داشتن برای انجام کاری. خسته نبودن از نظر ذهنی Come out of the woodwork یکهو پیداشون شد. سر و کله‌شون پیدا شد.