اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 45 از 108 - الفبای زبان
 اصطلاح See eye to eye ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

 اصطلاح See eye to eye

 اصطلاح See eye to eye توافق نظر داشتن تفاهم داشتن  My cousin and I don’t see eye to eye about our children’s education من و پسرخاله‌م در مورد تحصیلات بچه هامون باهم موافق نیستیم.  The boss and I don’t always see eye to eye من و رییس همیشه باهم موافق نیستیم.  They finally saw eye […]

اصطلاح «Barking up the wrong tree» ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «Barking up the wrong tree»

Barking up the wrong tree از این اصطلاح می توان به ضرب المثل معادل آن «این قبری که سرش گریه میکنی مرده توش نیست» اشاره کرد./گشتن برای پیدا کردن چیزی در جای اشتباه… واق‌واق پای درخت اشتباه: یک اصطلاح انگلیسی است به معنی تأکید کردن روی موضوعی که بی‌ثمر و بدون نتیجه است، مثل سگی […]

اصطلاح «Storm in a teacup» ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «Storm in a teacup»

Storm in a teacup (UK idiom) عصبانیت یا واکنش شدید نسبت به مسئله‌ای بی‌اهمیت نگرانی یا ناراحتی شدید نسبت به مسئله‌ای بی‌اهمیت/خشم یا هیجان شدید در مورد یک موضوع بی اهمیت. A small event that has been exaggerated out of proportion The whole controversy turned out to be a storm in a teacup تمام بحث […]

عبارت « bad omen» به چه معناست؟ ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

عبارت « bad omen» به چه معناست؟

 bad omen بدشگون، بد یمن A sign, either real or imagined, of ill fortune or catastrophe in the future It was a bad omen when my girlfriend broke up with me the day before my final exams زمانی که دوست دخترم یک روز قبل از امتحانات پایان ترم از من جدا شد، برام بد شگون […]

اصطلاح «آدم وسط باز/بی طرف» ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «آدم وسط باز/بی طرف»

Sitting on the fence آدم وسط باز/ بی طرف/ سکوت اختیار کردن و بی طرف ماندن a person’s lack of decisiveness, neutrality or hesitance to choose between two sides in an argument or a competition, or inability to decide due to lack of courage The councilman is afraid he’ll lose votes if he takes sides […]

جملات و اصطلاحات پر کاربرد(108)/ What I say goes ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

جملات و اصطلاحات پر کاربرد(108)/ What I say goes

 Word travels fast خبرا زود می پیچه !  What is done is done کاریه که شده !  What I say goes حرف حرف منه !  ?What’s your deal فازت چیه ؟  Have your cake and eat it هم خدا و هم خرما را خواستن ! You can’t milk a bull هی میگم نره میگه بدوش […]

اصطلاح و عباراتی برای توصیف بو و مزه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح و عباراتی برای توصیف بو و مزه

کالوکیشن هایی برای توصیف بو و مزه:   Everywhere you go, the fragrant perfume of Caranza Island’s wild flowers follows you. And in the village of Jarca, the distinctive aroma of the local dishes and the smell of fresh coffee wafting across the square from the small cafés is very wonderful به هر طرف که […]

چند اصطلاح کاربردی/ Your number is up ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ Your number is up

Eat your word حرفتو پس بگیر Your number is up کارت تمومه I’m done talking من دیگه حرفی ندارم Cut to the chase برو سر اصل مطلب It’s a dear قربونت برم I promised myself به خودم قوا دادم

چند اصطلاح کاربردی/ get a nose job ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ get a nose job

He’s hard of hearing گوشش سنگینه You get a nose job بینیت رود عمل کردی I want to wax my legs می‌خوام اپیلاسیون کنم I’m on leave تو مرخصی هستم It applies to everyone این در مورد همه صدق می‌کنه Apply for university درخواست برای دانشگاه I always keep my word من همیشه سر قولم […]

اصطلاح «به ته خط رسیدن»/ «یه خروار بدهی داشتن» ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «به ته خط رسیدن»/ «یه خروار بدهی داشتن»

I’ve hit rock bottom=the lowest possible level به ته خط رسیدم/ به بن بست خوردن   When my girlfriend asked me to move out of our flat and end our relationship, I hit rock bottom وقتی دوست دخترم از من خواست که از آپارتمانمان بیرون بروم و به رابطه مان پایان بدهم، من بن بست […]