چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟

She’s full of beans. اون خیلی پرانرژیه It’s cheap as chips. خیلی ارزونه I’m as cool as a cucumber. من خیلی خونسردم I’m in a pickle. تو دردسر افتادم He’s a big cheese. اون آدم مهمیه. She’s a smart cookie. اون خیلی باهوشه  

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 19 از 111 - الفبای زبان
اصطلاح …I’m good at ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح …I’m good at

…I’m good at برای گفتن اینکه من در فلان کار خوبم- با مهارت دارم از این عبارت استفاده می کنیم: I’m good at drawing I’m good at video games I’m good at swimming I’m good at driving I’m good at reading I’m good at sports I’m good at writing I’m good at math I’m good […]

3 اصطلاح کاربردی /as a rule ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

3 اصطلاح کاربردی /as a rule

Start a family عبارت Start a family برخلاف ظاهرش به معنی “تشکیل خانواده” نیست!در انگلیسی Start a family به معنی (تصمیم به) بچه‌دار شدن است. Steve and Liza want to start a family next year استیو و لیزا می‌خوان سال بعد بچه‌دار بشن as a rule طبق معمول – طبق عادت همیشگی As a rule, […]

اصطلاح «بعید است» ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «بعید است»

This is so unlike you   از تو بعیده   It was so unlike him to say something like that, with such intensity, that I was astonished آنقدر  ازش بعید بود که او چنین چیزی بگوید،  به حدی که من متحیر شدم

اصطلاح «tattle on someone» به چه معنی است؟ ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «tattle on someone» به چه معنی است؟

چُغلی کردن/ اخبار غیرموثق

اصطلاح «آدم پوست کلفت» ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «آدم پوست کلفت»

Thick-skinned person پوست کلفت. آدم با ظرفیت. کسی که ناراحت نمیشه از انتقاد یا شوخی. He is so thick-skinned. I criticized his presentation point-by-point, essentially tearing him [it] apart [to shreds], but he took it so well and said he would send me a revision by next week او خیلی پوست کلفت است. من از […]

4 اصطلاح کاربردی/ Upset the apple cart ۰۷ خرداد ۱۴۰۴

4 اصطلاح کاربردی/ Upset the apple cart

Upset the apple cart خراب کاري کردن،گند زدن به کاري Jump down someone’s throat به کسي پريدن،پاچه کسي را گرفتن Flow with the tide با ديگران راه آمدن،با ديگران کنار آمدن Iron things out گره از مشکلي باز کردن

فعل ترکیبی run across ۰۷ خرداد ۱۴۰۴

فعل ترکیبی run across

فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید:    I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]

4 اصطلاح کاربردی/ «Rest assured» به چه معناست؟ ۰۳ خرداد ۱۴۰۴

4 اصطلاح کاربردی/ «Rest assured» به چه معناست؟

It’s confidential : محرمانه ست Rest assured : خیالت راحت My lips are sealed : دهنم قرصه What a relief : خیالم راحت شد

انواع تشکر در موقعیت های مختلف ۰۳ خرداد ۱۴۰۴

انواع تشکر در موقعیت های مختلف

 Thanks a lot – خیلی ممنون  Many thanks – سپاس فراوان  Much appreciated – واقعاً قدردانم  I owe you one – بهت مدیونم (غیررسمی)  I’m grateful – ممنونم / قدردانم  I appreciate it – ممنونم / قدر لطفت رو می‌دونم  Cheers – مرسی (خیلی خودمونی و غیررسمی)  Thanks a ton – یه دنیا ممنون (غیررسمی) […]

 5 اصطلاح بسیار کاربردی در حرف زدن روزمره ۰۳ خرداد ۱۴۰۴

 5 اصطلاح بسیار کاربردی در حرف زدن روزمره

   I goofed سوتی دادم No bars here اینجا آنتن نمیده I’m bored to death حوصلم حسابی سر رفته I’m tied up دستم بنده My foot’s gone to sleep پام خواب رفته