عبارتی برای “نقطه قوت”
Painting is my forte نقاشی نقطه قوت منه Math is his forte ریاضی نقطه قوت اوست Cooking is her forte آشپزی نقطه قوت اوست
واژگان کاربردی (90)
Alarm clock :ساعت زنگی backpack: کوله پشتی basket: سبد book: کتاب boots: پوتین، چکمه broom: جارو دستی camera: دوربین candle: شمع clock: ساعت curtains: پرده cushion: کوسن cutter: کاتر
چند واژه کاربردی (۸9)
actionکنش، کردار، کار، عمل، فعل، اقدام، رفتار، جدیت، جنبش، حرکت، جریان، اشاره، تاثیر، اثر جنگ، نبرد، پیکار، اشغال نیرو های جنگی، گزارش، وضع، طرز عمل، (حقوق) اقامه ی دعوا، جریان حقوقی، تعقیب، بازی، تمرین، سهم، سهام شرکت action battleرزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن battle blueآبی، نیلی، مستعد […]
چند واژه کاربردی (88)
antecedentپیشین، پیشی، سابق، مقدم، مقدمه، سابقه، (دستور زبان) مرجع ضمیر، دودمان، تبار backdropپرده ی پشت صحنه ی تئاتر historyتاریخ، تاریخچه، سابقه، پیشینه، (پزشکی) بیمارنامه history precedentسابقه داشتن، مقدم بر، مسبوق به سابقه، ماقبل، مقدم، سابقه، نمونه recordنگاشتن، ثبت کردن، ضبط کردن، ضبط شدن ثبت، یادداشت، نگارش، تاریخچه، صورت مذاکرات، صورت جلسه، سابقه، پیشینه، بایگانی، ضبط، […]
واژه Relinquish
Relinquish=abandon=abdicate رها کردن- ترک کردن-کنار گذاشتن he doesn’t intend to relinquish the power او قصد ندارد قدرت را رها کند by signing this you relinquish your rights of ownership با امضای این، از حقوق مالکیت خود چشم پوشی می کنید !Unfortunately, you may have to relinquish some managerial control in exchange for their money متأسفانه، […]
کاربردهای واژه «Ticket»
معنی رایج کلمه ticket ‘بلیط’ است (بلیط سینما، تئاتر، مسابقات ورزشی…). با دیگر مفاهیم ticket در عبارات آشنا شوید: عبارت parking ticket به معنی برگه جریمه When I returned, there was a parking ticket under the windshield wiper. وقتی که برگشتم یک برگه جریمه پارکینگ زیر برف پاکن بود. عبارت big-ticket به معنی کالای لوکس […]
بررسی چند واژه (86)
cockinessگستاخی، خودنمایی conceitخودبینی، غرور، استعاره hauteurبزرگی، بزرگ منشی، ارتفاع، غرور hubrisغرور، گستاخی prideمباهات، بهترین، سربلندی، برتنی، فخر، افاده، غرور، تکبر، سبب مباهات، تفاخر کردن vaingloryلاف، گزاف، خودستایی، غرور، فیس vanityبادسری، بطالت، بیهودگی، پوچی، غرور، خودبینی
back roadبه چه معناست؟
back road=alley, alleyway, back street جاده فرعی/ جاده خاکی/ کوچه پس کوچه I drove way round the other way, up the back road, and unloaded him at Henry’s house از طرف دیگر رانندگی کردم، از جاده پشتی بالا رفتم و او را در خانه هنری پیاده کردم
?wear or put on
wear به معنی به تن داشتن است، یعنی لباسی که هم اکنون به تن دارید to Wear = be dressed in She was wearing a new coat او کت نو پوشیده بود ?Do I have to wear a tie آیا باید کراوات بپوشم [بزنم]؟ to wear a hat/glasses/sunglasses کلاه گذاشتن/عینک/عینک آفتابی زدن He wore glasses […]


















Monday, 17 August , 2026