4 لغت کاربردی/ Perseverance به چه معناست؟
1. Accomplish معنی: به انجام رساندن، محقق کردن مثال: She accomplished all her goals this year. او امسال به تمام اهدافش دست یافت. 2. Overcome معنی: غلبه کردن بر مثال: He overcame many difficulties to succeed. او برای موفق شدن بر مشکلات زیادی غلبه کرد. 3. Ambition معنی: جاهطلبی، بلندپروازی مثال: Her ambition is to […]
عبارت “To Enhance”
“To Enhance“ معنی: بهبود بخشیدن، تقویت کردن (کمک به بهتر یا مؤثرتر شدن چیزی) مترادف: improve, boost مثال: 1.Using visuals enhances the learning experience. استفاده از تصاویر، تجربه یادگیری را تقویت میکند. 2.This cream claims to enhance skin quality. این کرم ادعا میکند کیفیت پوست را بهبود میبخشد. نکته: معمولاً برای تغییرات مثبت و حرفهای […]
واژه “Eradicate” به چه معناست؟
Eradicate معنی نابود کردن از بین بردن نقش فعل (Verb) مترادف ها؛ destroy, eliminate, wipe out The fire eradicate the entire forest آتش همه جنگل رو نابود کرد
تفاوت sanction& embargo & boycott
Boycott=people refuse to buy, support and from somthing تحریم مردمی، تحریمی که توسط اکثریت مردم جامعه اتفاق می افتد Sanction=governments impose restrictions تحریم ، محدودیت برای دولتها Some Sanctions were lifted while other remained in place برخی تحریم ها برداشته شد ولی بقیه به قوت خود باقی است Embargo= governments stop trade تحریمی که […]
2 لغت جذاب/ letdown & underwhelming
Letdown ضدحال، تو ذوق زن، حالگیری The movie was a huge letdown فیلم خیلی ضدحال بدی بود Underwhelming چیزی که فکر می کنی خوبه ولی غافلگیری می کنه، چیزی که انتظار داشتی خوب باشه ولی پایین تر از انتظارت بوده The movie was underwhelming, I expected it to be amazing فیلم پایین تر […]
۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟
Enthusiastic معنی: مشتاق، پرشور مثال: She was enthusiastic about learning new skills. او برای یادگیری مهارتهای جدید مشتاق بود. Motivated معنی: باانگیزه مثال: The students are highly motivated to succeed. دانشآموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند. After a while معنی: بعد از مدتی مثال: After a while, he started to enjoy the class. بعد از […]
3 لغت/ Gist & context به چه مفهوم است؟
Foreign / معنی: خارجی، بیگانه مثال: She loves learning foreign languages. او عاشق یادگیری زبانهای خارجی است. Gist معنی: مفهوم کلی، جوهره مثال: I didn’t understand every word, but I got the gist of the story. من هر کلمه را متوجه نشدم، اما مفهوم کلی داستان را فهمیدم. Context معنی: زمینه، متن پیرامون مثال: You […]
3 لغت کاربردی/ Accurate & Frustrating
Encouraging معنی: دلگرمکننده مثال: The teacher’s words were very encouraging. حرفهای معلم بسیار دلگرمکننده بود. Accurate معنی: دقیق مثال: The report was accurate in every detail. گزارش در هر جزئیات دقیق بود. Frustrating معنی: ناامیدکننده، کلافهکننده مثال: Waiting for the bus in the rain was frustrating. منتظر ماندن برای اتوبوس زیر باران کلافهکننده بود.
تفاوت عبارت Steal & Rob
زمانی که (object) جملهی ما مثلا پول، کیف، ساعت، ماشین و…. است که دزدیده شده است از “Steal” استفاده میکنیم. Steal something from somebody or Somewhere مثال: Someone has stolen all his money . شخصی همه پول او را دزدیده است. زمانی که مفعول جمله مثلا خانه، بانک، یک شخص و … باشد که از آن […]
3 لغت/ offensive & slang
Slang معنی: زبان محاورهای و غیررسمی often use slang in their conversations. نوجوانها اغلب در مکالماتشان از زبان عامیانه استفاده میکنند. Offensive معنی: توهینآمیز، رنجاننده Some people found the joke offensive. بعضیها آن شوخی را توهینآمیز دانستند. Syllable معنی: بخش آوایی (هجا) The word ‘computer’ has three syllables. کلمهی «computer» سه بخش آوایی (هجا) دارد.
3 لغت/Thrilled به چه معناست؟
Thrilled معنی: خیلی خوشحال و هیجانزده He was thrilled to win the game. او از بردن بازی خیلی خوشحال و هیجانزده بود. Furious معنی: بسیار عصبانی She was absolutely furious when she lost her keys. او وقتی کلیدهایش را گم کرد، بهشدت عصبانی شد. Astonished معنی: بسیار متعجب I was astonished to hear the news. […]



















Monday, 10 August , 2026