جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn ۰۶ آبان ۱۴۰۵

جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn

I tripped over something پام به چیزی گیر کرد    I almost fell نزدیک بود زمین بخورم    My foot has gone numb پام خواب رفته   My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه   There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته    The line isn’t moving at all […]

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 75 از 160 - الفبای زبان
همایندهای واژه “Mistake” ۲۳ مهر ۱۴۰۲

همایندهای واژه “Mistake”

Make a mistake اشتباه کردن Correct a mistake تصحیح کردن اشتباه Common mistake اشتباه رایج Serious mistake اشتباه جدی Stupid mistake اشتباه احمقانه

چند عبارت درباره «نمی دونم»! ۲۲ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت درباره «نمی دونم»!

Beats me نمی دونم search me من چه می دونم how should I know از کجا باید بدونم Don’t ask me از من نپرس I have no idea نظری ندارم/ایده ای ندارم I have no clue ایده ای ندارم

4عبارت کاربردی ۲۲ مهر ۱۴۰۲

4عبارت کاربردی

It wasn’t intentional عمدی نبود Quit stalling نعطل نکن Suit yourself هر طور راحتی Goof off یللی تللی کردن/ ول چرخیدن

3 واژه مرتبط/ مستاجر و صاحبخانه ۲۲ مهر ۱۴۰۲

3 واژه مرتبط/ مستاجر و صاحبخانه

Tenant مستاجر landlord مرد صاحبخانه landlady زن صاحبخانه

۲ واژه مرتبط ۱۷ مهر ۱۴۰۲

۲ واژه مرتبط

fluctuate نا منظم / به طور بی نظم fleeting ناپایا

نکته‌ای در مورد کلمه water ۱۶ مهر ۱۴۰۲

نکته‌ای در مورد کلمه water

حتماً با کلمه water آشنا هستید و می‌دانید که به معنی “آب” است؛ کلمه water می‌تواند به عنوان فعل هم استفاده شود. کلمه water به عنوان یک فعل به معنی “آب دادن به” یا “آبیاری کردن” است که معمولا برای گل و گیاه و باغچه استفاده می‌شود. به مثال‌ها توجه کنید: Water your plants before […]

!Don’t be sarcastic ۱۶ مهر ۱۴۰۲

!Don’t be sarcastic

I’d like to make a doctor’s appointment یک وقت دکتر می خواهم !Don’t be sarcastic تیکه ننداز I need some space نیاز دارم تنها باشم

عباراتی که با فعل “Make” می‌آیند ۱۵ مهر ۱۴۰۲

عباراتی که با فعل “Make” می‌آیند

Make a decisionتصمیم گرفتن Make a predictionپیش بینی کردن Make an excuseعذر خواستن Make a warجنگ کردن Make a peaceصلح کردن Make a speechسخنرانی کردن Make fun ofتمسخر کردن Make progressپیشرفت کردن Make friendsدوست شدن Make a noiseسر و صدا کردن Make troubleمشکل درست کردن

دانشجوی سال چندمی؟ ۱۰ مهر ۱۴۰۲

دانشجوی سال چندمی؟

Freshman( newcomer)دانشجوی سال اولی Sophomoreدانشجوی سال دومی Juniorدانشجوی سال سومی Seniorدانشجوي سال چهارم Associate degreeفوق ديپلم Bachelorليسانس

چند عبارت و اصطلاح کاربردی (94) ۱۰ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت و اصطلاح کاربردی (94)

The road was blockedراه بسته بود He is as poor as a church mouseاه در بساط ندارد. Don’t raise your voiceصداتو بلند نکن. They had been rich for generationsجد اندر جد پولدار بوده اند. ?Why are you so confusedچرا حواست پرته؟ He turned paleرنگش پرید. I’ll take back what I saidحرفم رو پس می گیرم. […]