عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “ ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “

I drink coffee out of habit از روی عادت قهوه می خورم I gave her money out of pity از روی دلسوزی بهش پول دادم I locked the door out of fear از روی ترس در و قفل کردم

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 45 از 158 - الفبای زبان
واژگان کاربردی (۱۰8) ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

واژگان کاربردی (۱۰8)

tight تنگ loose شل high مرتفع/بلند low کوتاه soft نرم hard سخت deep عمیق shallow سطحی clean تمیز dirty کثیف

حروف اضافه با فرم “ing” ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

حروف اضافه با فرم “ing”

Concerning درباره Regarding در خصوصِ Respecting در خصوصِ Owing to به دلیلِ According to طبق(گفته) Following به دنبالِ، پیرو، بعد از Considering با توجه به Including شاملِ Excluding به غیر از Barring اگر … پیش نیاد Notwithstanding علی رغمِ Relating to مربوط به

درباره عبارت «به غیر از» ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

درباره عبارت «به غیر از»

برای گفتن “به غیر از …” در انگلیسی، از عبارت  Apart from استفاده می‌کنیم، معادل آن Except for است. Apart from a sister, he’s got two brothers as well به غیر از یه خواهر، دو تا برادر هم داره. the whole world seemed to be sleeping, apart from Barbara به نظر می رسید که تمام […]

ویژگی های اخلاقی افراد (9) ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

ویژگی های اخلاقی افراد (9)

A live wire آدم پر تحرک A go-getter آدم بلند پرواز و فعال A Self-made آدم خود ساخته A level-headed آدم متین و معقول A open-minded آدم آزاداندیش، روشنفکر A soft-hearted آدم دلرحم- رئوف

چند جمله کاربردی (91)/ Your nose is running ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند جمله کاربردی (91)/ Your nose is running

 These flowers are artificial  این گُل ها مصنوعی‌ هستند .  He wears a wig  او‌ کلاه گیس‌ میزاره .  I have a false tooth  من دندان مصنوعی دارم .  My nose is bleeding  خون دماغ شدم .  Stir your tea / coffee  چای / قهوه خودتان را هَم بزنید !  Your nose is running  آب […]

چند اصطلاح و عبارت کاربردی/ he burns me up ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح و عبارت کاربردی/ he burns me up

I read you like a book مثل کف دستم می شناسمت I want to try my luck می خوام شانسم رو امتحان کنم you will pay for this تقاصش رو پس میدی he burns me up حرصمو درمیاره bite your tongue زبونتو گاز بگیر don’t take it out on me ناراحتیت رو سرمن خالی نکن […]

4 واژه کاربردی/Remark/Donate ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

4 واژه کاربردی/Remark/Donate

Remark تخمین زدن Dumb احمق و کودن Donate شریک شدن Accurate درست صحیح

عبارت «First rate» ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

عبارت «First rate»

First rate= Excellent, superb درجه یک، عالی، محشر  The food served in that four-star restaurant is truly first-rate غذایی که در آن رستوران چهار ستاره سرو می‌شود واقعا درجه یک است.  The Beverly Hills Hotel provides first-rate service to its guests سرویسی که هتل بورلی هیلز به مهمانان خود ارائه می‌کند عالی است.

عبارت فعلی «Fix up» ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

عبارت فعلی «Fix up»

Fix up=To repair or put back in good condition; to arrange a date or an engagement for another person  ١- تعمیر کردن، مرمت کردن؛ ۲- جور کردن، درست کردن  Since my visiting friend didn’t have a date for dinner, I fixed her up with a friend of mine. They got along very well together از […]

عبارت «For once» ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

عبارت «For once»

For once=This one time, for only one time برای یکبار، فقط یکبار، برای یک بار هم که شده  For once I was able to win a game of golf against Steve, who is a much better player than I am فقط یک بار توانستم در بازی گلف، استیو را که خیلی از من بهتر بازی […]