چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟ ۰۷ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟

She has a screw loose یه تختش کمه I jumped out of my skin زهره ترک شدم My heart skipped a beat دلم ریخت I have a bigger fish to fry کارهای مهم تر از اون دارم He walked all over me از من سو استفاده کرد When hell freeze over محاله، ممکن نیست

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 60 از 117 - الفبای زبان
چند اصطلاح کاربردی/ Rip me off ۲۹ فروردین ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ Rip me off

You’re in hot water تو هچل افتادی Rip me off رفت تو پاچه ام It’s too much for you از سرتم زیاده Why are you making faces چرا ادا در میاری It was a fender bender یه تصادف جزئی بود

عبارات و اصطلاحات کاربردی/ Can it ۲۹ فروردین ۱۴۰۳

عبارات و اصطلاحات کاربردی/ Can it

Can it, zip it دهنتو ببند Reza is a skirt chaser رضا دختر بازه Kind is my middle name مهربانی از خصوصیت های منه Stealth is my middle name پنهانکاری از خصوصیت های منه

اصطلاح «upper limit» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «upper limit»

upper limit=the highest level or amount allowed سقف حداکثر مجاز-حد مجاز There’s no upper limit on how much a doctor can charge, so be careful هیچ محدودیتی در میزان هزینه ای که پزشک می تواند دریافت کند، وجود ندارد، بنابراین مراقب باشید

اصطلاح«bear a resemblance» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح«bear a resemblance»

bear a resemblance (to sb/sth) to look like, or be similar to, somebody or something شباهت بسیار داشتن He bears a striking resemblance to his father او شباهت زیادی به پدرش دارد

اصطلاح «ulterior motive» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «ulterior motive»

ulterior motive=the hidden reason or purpose behind an action انگیزه پنهانی/ علت پنهانی He’d never helped his grandma before, so we assumed he had an ulterior motive او قبلاً هرگز به مادربزرگش کمک نکرده بود، بنابراین ما فرض کردیم که او یک انگیزه پنهانی داشته است

اصطلاح «cast a vote» به چه معنی است؟ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «cast a vote» به چه معنی است؟

cast a vote=to vote in an election or poll رای دادن Anybody over the age of eighteen can register and cast a vote همه افراد بالای هجده سال می توانند ثبت نام کنند و رای دهند He refused to cast a vote for either candidate او از دادن رای به هر یک از نامزدها خودداری […]

«obey an order» به چه معنی است؟ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

«obey an order» به چه معنی است؟

obey an order to do what someone orders or commands you to do اطاعت از دستورات Soldiers are taught to always obey orders به سربازان آموزش داده می شود که همیشه از دستورات اطاعت کنند

اصطلاح «nervous wreck» به چه معنی است؟ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «nervous wreck» به چه معنی است؟

nervous wreck a person who’s very stressed or nervous دلشوره داشتن؛استرس داشتن Jim’s a great singer, but he’s always a nervous wreck before he goes on stage جیم خواننده بزرگی است، اما همیشه قبل از اینکه روی صحنه برود استرس دارد

اصطلاح «وسط (انجام) کاری بودن» ۲۶ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «وسط (انجام) کاری بودن»

  be in the middle of (doing) something به معنی وسط (انجام) کاری بودن [مشغول انجام کاری بودن] هست .   I can’t talk, I’m in the middle of a workout من نمیتونم حرف بزنم، من وسط تمرین هستم I can’t came, I’m in the middle of a cooking من نمیتونم بیام، من مشغول آشپزی […]

اصطلاح «به هر قیمتی» ۲۶ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «به هر قیمتی»

got under my skin چیزی که عصبی ام می کنه- رو مخم میره   at any cost به هر قیمتی We realized we had to fight the lawsuit at any cost ما متوجه شدیم که باید به هر قیمتی که شده با این پرونده (دعوای حقوقی ) مبارزه کنیم