چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟

She’s full of beans. اون خیلی پرانرژیه It’s cheap as chips. خیلی ارزونه I’m as cool as a cucumber. من خیلی خونسردم I’m in a pickle. تو دردسر افتادم He’s a big cheese. اون آدم مهمیه. She’s a smart cookie. اون خیلی باهوشه  

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 56 از 111 - الفبای زبان
3 اصطلاح کاربردی / «منت سرم نذار» ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

3 اصطلاح کاربردی / «منت سرم نذار»

میشه لطفا سرم منت نذاری؟/ یادآوری نکن !Don’t rub it in my face Don’t twist me for the favor u did Don’t confer an obligation on me ?Could you please don’t mention it she will have to face the consequences اون مجبوره با عواقبش روبرو شه It saddens me این منو ناراحت میکنه

چند اصطلاح ضروری برای مصاحبه آیلتس ۲۰ اسفند ۱۴۰۲

چند اصطلاح ضروری برای مصاحبه آیلتس

برای کسب نمره 7 یا بالاتر در آزمون مصاحبه آیلتس باید بتوانیم به اگزمینر نشان دهیم که از دامنه لغات گسترده ای برخورداریم و برای اینکار استفاده از اصطلاحات یکی از مولفه هایی است که در بنددسکریپتورز بطور مستقیم به آن اشاره شده است uses some less common and idiomatic vocabulary and shows some awareness […]

!Pour out everything you have at the feet of life ۱۹ اسفند ۱۴۰۲

!Pour out everything you have at the feet of life

Pour out everything you have at the feet of life Life is now Right now, gather the simple joys of life that can lead to happiness! Start with simple things, like enjoying a beautiful piece of music a delightful book a fragrant cup of coffee or taking a deep breath in the snowy air هر […]

چند عبارت کاربردی (۱۰3) ۱۹ اسفند ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی (۱۰3)

Stop being so nosy این قدر فضولی (دخالت ) نکن Stop being such a baby این قدر بچه نشو (بچه بازی در نیار) That’s no excuse این که دلیل نمیشه That is called stealing اون کار دزدیه Use extreme caution باید آروم و با احتیاط کار کنی Be alert حواست جمع باشه Stop being a […]

مترادف فارسی برای اصطلاح « خرچنگ قورباغه» ۱۵ اسفند ۱۴۰۲

مترادف فارسی برای اصطلاح « خرچنگ قورباغه»

مترادف فارسی برای اصطلاح « خرچنگ قورباغه» می شود: chicken scratch زمانی به کار برده می شود که بخواهیم بگوییم دستخط کسی بسیار ناخوانا است. مثال کاربردی: Teacher: Please give me your homework معلم: لطفا تکلیفت رو بده به من Student: Here you go دانش آموز: بفرمایید Teacher: I can’t read this. It’s too messy […]

  اصطلاحاتی مربوط به اخطار و احتیاط ۱۴ اسفند ۱۴۰۲

  اصطلاحاتی مربوط به اخطار و احتیاط

(oh)Be prepared آماده باش (oh)Be careful مراقب باش! (oh)Watch out مواظب باش! (oh)Look out مراقب باش! (oh)Look sharp بجنب (oh)Hit the deck آماده ی کار شو. (oh) Caution احتیاط کن! (oh)Take care مراقب باش! (oh)Safety first امنیت مهم تر! (oh)Play it safe جانب احتیاط را رعایت کن !

اصطلاح See eye to eye ۱۴ اسفند ۱۴۰۲

اصطلاح See eye to eye

See eye to eye کاملا در توافق بودن، هم عقیده بودن    My cousin and I don’t see eye to eye about our children’s education من و پسرخاله‌م در مورد تحصیلات بچه هامون باهم موافق نیستیم.  The boss and I don’t always see eye to eye من و رییس همیشه باهم موافق نیستیم.  They finally […]

چند عبارت کاربردی (102) ۱۴ اسفند ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی (102)

What a nerve چه پر رو! چه گستاخ What a shame چه بد،شرم آوره What a pity چه حیف What a mess چه گندی، چه افتضاحی What a bummer چه ضد حالی! What a rip-off چقدر گران! What a drag چه کسل کننده! What a relief اخیش ، راحت شدم.

‍‍ چند اصطلاح کاربردی در مورد خواب ۱۴ اسفند ۱۴۰۲

‍‍ چند اصطلاح کاربردی در مورد خواب

I overslept خواب موندم” My alarm didn’t go off ساعتم زنگ نزد. Im awake من بیدارم My sister is asleep خواهرم خوابه She is sleepyhead او خواب آلود است Fall asleep یکدفعه خوابیدن/ خواب رفتن

My wish came true ۱۲ اسفند ۱۴۰۲

My wish came true

I got my wish به آرزوم رسیدم My wish came true آرزوم به حقیقت پیوست My wish was granted آرزوم برآورده شد