اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 59 از 108 - الفبای زبان
چند اصطلاح کاربردی و مهم (112) ۱۹ دی ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی و مهم (112)

Keep me out of this منو قاطی این ماجرا نکن/ من رو از این ماجرا دور نگه دار Rolling in money تو پول غلط زدن Don’t spend your money like water پولت رو همینطوری الکی هدر نده/ خرج نکن Good old days یادش بخیر/ چه روزهايي بود There’s no time to spare وقتي براي تلف […]

اصطلاح «keep it under your hat» ۱۷ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «keep it under your hat»

keep it under your hat رازی را پیش خود نگه داشتن/افشا نکردن راز If someone tells you a secret and you keep it under your hat, you don’t tell anyone I’ll only tell you if you promise to keep it under your hat Aunt Biddy said she couldn’t possibly tell me the family secrets because […]

تعریف شمارو زیاد شنیدم+ اصطلاح انگلیسی دیگر ۱۷ دی ۱۴۰۲

تعریف شمارو زیاد شنیدم+ اصطلاح انگلیسی دیگر

Your reputation precedes you تعریف شمارو زیاد شنیدم  I’m at your disposal من در خدمتم

اصطلاح !Search me ۱۶ دی ۱۴۰۲

اصطلاح !Search me

!Search me  من چه میدونم!! من از کجا بدونم!! something that you say when you do not ​know the ​answer to a ​question Where’s Jack? Search me! -جک کجاست؟ -من چه میدونم کجاست!

چند اصطلاح کاربردی (110) ۱۶ دی ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی (110)

 من حاضرم : I’m up ما رفتیم : I’m off من پایه ام : I’m in (من نیستم، پایه نیستم) : I’m out حلش میکنم : I’m on in تمومش کردم : I’m through with it

اصطلاح «رییس بازی درآوردن» ۱۶ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «رییس بازی درآوردن»

To boss sb around برای کسی رییس بازی دراوردن Stop bossing me around I’m not your employee بسه دیگه برام رییس بازی درنیار..من که کارگر تو نیستم. One of my colleagues is used to bossing me around یکی از همکارام عادت داره برام رییس بازی دربیاره.

اصطلاح «Dry up» ۱۳ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «Dry up»

Dry up=when all the liquid and /or moisture evaporates کاملا خشک شدن یا کردن، پژمردن/بازدهی نداشتن   Warm breezes from the South dried up the streets نسیم گرم جنوب خیابان ها را خشک کرد The streets will dry up once the sun is out هنگامی که خورشید خاموش شود، خیابان ها خشک/پژمرده می شوند

اصطلاح «count on» ۱۳ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «count on»

count on=rely on someone or something روی کسی (یا چیزی) حساب کردن، اعتماد کردن به/ I can always count on my best friend to be there for me من همیشه می توانم روی بهترین دوستم حساب کنم که کنارم باشد You can always count on Michael in a crisis همیشه می توانید در شرایط بحرانی […]

عبارت Get behind به چه معناست؟ ۱۳ دی ۱۴۰۲

عبارت Get behind به چه معناست؟

Get behind= to fail to do something عقب افتادن در کار و زندگی   He had gotten behind in his classes because he was always absent از کلاس هایش عقب افتاده بود چون همیشه غیبت می کرد

hot potato issue به چه معناست؟ ۱۲ دی ۱۴۰۲

hot potato issue به چه معناست؟

نویسنده:مهدی کلاته عربی/ Hot potato issue موضوع مناقشه برانگیز (معمولا سیاسی). موضوعی که بحث درباره‌اش، باعث ناراحتی میشه و تمثیلش به سیب زمینی داغ اینه که هر کسی میخواد زود از شرش خلاص بشه و در دست، نگهش نداره چون خیلی داغه. Gun control in the US is a real [political] hot potato issue کنترل […]