1. Accomplish  معنی: به انجام رساندن، محقق کردن مثال: She accomplished all her goals this year. او امسال به تمام اهدافش دست یافت. 2. Overcome  معنی: غلبه کردن بر مثال: He overcame many difficulties to succeed. او برای موفق شدن بر مشکلات زیادی غلبه کرد. 3. Ambition  معنی: جاه‌طلبی، بلندپروازی مثال: Her ambition is to […]

1. Accomplish 

معنی: به انجام رساندن، محقق کردن

مثال:

She accomplished all her goals this year.
او امسال به تمام اهدافش دست یافت.

2. Overcome 

معنی: غلبه کردن بر

مثال:
He overcame many difficulties to succeed.
او برای موفق شدن بر مشکلات زیادی غلبه کرد.

3. Ambition 

معنی: جاه‌طلبی، بلندپروازی

مثال:
Her ambition is to start her own company.هدف بلندپروازانه او راه‌اندازی شرکت خودش است.

4. Perseverance 

معنی: پشتکار، استقامت در مسیر

مثال:
Success often comes from perseverance.
موفقیت اغلب از پشتکار به دست می‌آید.