مترادف های «For example»
برای بیان مثال و نمونه می توانید از عبارات زیر استفاده کنید. For example For instance such as In other words as like that is namely To illustrate To paraphrase
اصطلاح «a free bit of advice»
a free bit of advice پیشنهاد/ پند و اندرز/ نصیحت A suggestion, opinion, or piece of advice that was unrequested or unsolicited by the recipient Allow me to give you a free bit of advice, my friend: don’t say something you’ll end up regretting later I know you’re worried about your kids, but here’s a […]
به آدم پر رو و نامحترم چی بگیم؟
!What a cheek ببین خیلی پر رویی بس کن دیگه! I’m amazed they had the cheek to ask in the first place من شگفت زده هستم که آنها در وهله اول این همه رو داشتند که بپرسند. ?how dare you چطور جرئت کردی؟ ?How dare you pick up the phone and listen in on […]
برخی اختصارات در تکست ها
😀lol=غش کردم ازخنده 🙏thx=ممنون 🙂btw=راستی 😌jk=شوخی کردم 🤔fyi=محض اطلاع شما 🖐brb=فورابرمیگردم. 🙏tgif=خداروشکرجمعس. 🙋ttyl=دوباره باهات حرف میزنم 👨❤️💋👨Best Friends For ever =bff=برای همیشه دوستان خوبی باشیم GM: Good Morning GN: Good Night SD: Sweet Dreams TC: Take Care TP: Time Pass ICU: I see you CICU: Can I Call You? TTYL: Talk To You Later […]
چند اصطلاح کاربردی / «It’s growing on me» به چه معناست؟
hit the wrong way چیزی که به بدن ما نمی سازه milk hit me the wrong way شیر بهم نمی سازه ?you want to piece of me چته بات من دعوا داری؟ It’s growing on me داره کم کم ازش خوشم میاد
اصطلاحات پرکاربرد با فعل take
take part in شرکت کردن در take place اتفاق افتادن take apart جدا کردن take pleasure لذت بردن از take a breath نفس کشیدن take pride in افتخار کردن به take a test امتحان دادن take notice توجه کردن take into account مد نظر قرار دادن take advice نصیحت کردن take time طول کشیدن take […]
معانی فعل ترکیبی run across
فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید: I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]
عبارت «across from»
across from بهمعنی «روبهرویِ» یا «مقابلِ» است. A woman was sitting across from me on the train در قطار زنی روبهروی من نشسته بود. ▫Our house is across from the post office خانهی ما مقابلِ ادارهی پست است. برای اینکه نشان دهیم چه چیز فاصله انداخته است میان دو مکان یا …، لازم است بین […]
اصطلاحی برای «مقایسه قیمتها» درانگلیسی
Shop around فعل عبارتی (phrasal verb) Shop around به معنای “مقایسه قیمت ها” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: compare prices مثال: I want to shop around a little before I decide on these boots میخواهم قبل از تصمیمگیری درباره خرید این چکمهها، کمی قیمت ها را مقایسه کنم.
اصطلاحات Hit the hay & Hit the road به چه معناست؟
Hit the hay رفتن خوابیدن I can’t stay up anymore . I’m gonna hit the hay ن دیگر نمی توانم بیدار بمانم. من می روم بخوابم. Hit the road رفتن به راه افتادن It’s getting late. I’d better hit the road دارد دیر میشود. بهتر است بروم.







Monday, 27 July , 2026