بایگانی‌های #اصطلاحات جالب - صفحه 3 از 116 - الفبای زبان
درباره «Get a rise out of» ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

درباره «Get a rise out of»

Get a rise out of  To provoke a response from  زیر زبان کسی را خالی کردن، از کسی حرف کشیدن  You can kid me all day about my mistake, but you won’t get a rise out of me میتونی تمام روز منو در مورد اشتباهم دست بیندازی، اما هرگز نمی‌تونی از من حرف بکشی.  I […]

معنی اصطلاح «the big picture» ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

معنی اصطلاح «the big picture»

the big picture=the situation as a whole تصویر کلی /نمای کلی/دورنما he’s so involved in the minutiae that he often overlooks the big picture او آنقدر درگیر جزئیات است که اغلب وضعیت کلی را نادیده می گیرد We need to look at the big picture before we can work out specific details قبل از اینکه […]

چند اصطلاح و عبارت کاربردی/You crack me up ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح و عبارت کاربردی/You crack me up

He threw me under the bus او زیرآب مرا زد I’m delighted من خیلی خوشحالم I mess up with my mother everyday من هر روز با مادرم کل کل می کنم I have a loos tooth دندونم لق شده You crack me up تو منو می خندونی Happy belated birthday تولدت با تاخیر مبارک congratulations […]

نکته مهمی درباره واژه «Rare» ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

نکته مهمی درباره واژه «Rare»

 برای چیزهایی که تعداد کمی از آن‌ها وجود دارد از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویداد‌هایی که خیلی کم رخ می‌دهند هم از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances  برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]

4 روش گفتن به آرزوم رسیدم ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

4 روش گفتن به آرزوم رسیدم

I got my wish My wish came true My wish was fulfilled My wish was granted

اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…» ۱۰ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…»

You call that a /an به این میگی … ؟! اینم شد … ؟! الان این مثلا … بود ؟! call: نامیدن – فرض کردن – به حساب آوردن عبارت You call that a رو میگی، بعد اسم رو میاری: !?You call that a life به این میگی زندگی؟؟/ اینم شد زندگی!!؟ !?!You call that […]

چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “I’m in a pickle” به چه معناست؟

She’s full of beans. اون خیلی پرانرژیه It’s cheap as chips. خیلی ارزونه I’m as cool as a cucumber. من خیلی خونسردم I’m in a pickle. تو دردسر افتادم He’s a big cheese. اون آدم مهمیه. She’s a smart cookie. اون خیلی باهوشه  

۳ اصطلاح کاربردی/ “I am out of touch with news “ ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

۳ اصطلاح کاربردی/ “I am out of touch with news “

I am out of touch with news از اخبار بی خبرم، از اخبار فاصله گرفتم I didn’t get around  to calling you وقت نکردم بهت زنگ بزنم Are you throwing shade? داری تیکه می ندازی؟

اصطلاح «It’s not my cup of tea» ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

اصطلاح «It’s not my cup of tea»

It’s not my cup of tea باب میلم نیست   She is the apple of my eye نور چشم منه

اصطلاح bad temper ۱۰ خرداد ۱۴۰۵

اصطلاح bad temper

He became bad-tempered and we argued constantly