دربارۀ واژه «مترسک»
مترسک جسمِ انسانمانندی از جنسِ چوب و پارچه است که کشاورزان برای ترساندنِ پرندگان در مزرعه نصب میکنند. در فارسی آن را «ترسانک» و «لولو سرِ خرمن» و «داهول» هم مینامند. واژۀ «مترسک» از سه جزء تشکیل شدهاست: م (پیشوندِ نهی) ترس (بنِ مضارعِ ترسیدن) -ک (پسوندِ اسمساز) جالب است که معنیِ تحتاللفظیِ واژۀ «مترسک» […]
4 اصطلاح کاربردی/ معنی She took off veil چیست؟
Get your act together خودتو جمع و جور کن This is for your own good این به نفع خودته No ifs، no buts اما و اگر هم نداریم She took off veil او کشف حجاب کرد
چند اصطلاح برای اظهار همدردی در انگلیسی
I’m terribly sorry واقعا متاسفم I try to make it up سعی می کنم جبران کنم no offense منظور بدی نداشتم. None taken من هم به دل نگرفتم. Don’t mention it اصلا حرفش رو هم نزن. No sweat man بی خیال بابا! Don’t put yourself through hell به […]
26 صفت برای تمجید کردن و تعریف کردن از چیزی
Great عالی/ خیلی خوب Eye-opening حیرت انگیز Magnificentبا شکوه و مجلل Superb عالی Gorgeous زیبا و مجلل Exquisite نفیس Elegant زیبا و برازنده Stunning زیبا و شگفت آور Fantastic خارق العاده Wonderful شگفت اور Splendid باشکوه ،باجلال ،عالى Excellent عالی Amazing متحير کننده ،شگفت انگيز Incredible باور نکردن Awesome خیلی پر ابهت Fabulous شگفت آور […]
واژه «زورگیر» در انگلیسی چه می شود؟
Mugger زورگیر / این واژه اسلنگ است. Watch out for muggers,especially at night مراقب زورگیر ها باشید بخصوص در شب. the mugger snatched my purse and ran away زورگیر کیفم را ربود و فرار کرد Don’t pick your nose دست تو دماغت نکن
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (۵4)
The ones who say you can’t and you won’t are probably the ones that are scared that you will اونهايى كه بهت ميگن “نميتونى” و انجامش نخواهى داد، احتمالا همون هايى هستن كه ميترسن انجامش بدى They told me i couldn’t. That’s why i did بهم گفتن از پسش بر نمياى. براى همين انجامش دادم […]
فعل عبارتی «Think over»
نویسنده : سارا کوشا Think over=consider something carefully=contemplate=meditate=mull= mull over فعل عبارتی (phrasal verb) Think over به معنای « به طور جدی به چیزی فکر کردن/جوانب چیزی را سنجیدن» است.تفاوت آن با think شاید دراین باشد که موضوع جدی تری برای فکر کردن و تصمیم گیری وجود دارد. مثال: he told the player to go […]
فعل عبارتی «Wear off»
Wear off= fade away فعل عبارتی (phrasal verb) Wear off به معنای “محو شدن، پاک شدن” هستش. مثال: Most of my make-up wore off before I got to the party بیشتر آرایش من قبل از رسیدن به مهمانی پاک شد.
فعل عبارتی «work out»
نویسنده : صغری توحیدلو work out فعل عبارتی (phrasal verb) Work out دو معنی دارد. یکی به معنای «حل کردن، بررسی کردن، تدبیر کردن، تعبیه کردن» است . و معنای دیگر به معنای «ورزش و تمرین کردن» است. مثال: I work out at the gym three times a week من سه بار در هفته در […]
4 اصطلاح کاربردی / مفید و مختصر / باحال بود!
Short and sweet مفید و مختصر Can’t complain شکر، میگذرونم! That’s a good one باحال بود! Thank you in advance پیشاپیش ازت ممنونم!








Tuesday, 29 September , 2026