عباراتی درباره مو /ponytail
ponytail دم اسبی a center parting فرق وسط a side parting فرق کنار spiky موی سیخ سیخی shaved تراشیده dyed hair موی رنگ شده anti-dandruff ضد شوره conditioner نرم کننده implants کاشت ( مو) greasy hair موی چرب wig کلاه گیس dandruff شوره
اصطلاح !It’s gonna be ok
!It’s gonna be ok همه چی درست میشه I know you’re worried, but everything‘s going to be OK I promise میدونم که نگرانی ، اما همه چی درست میشه قول میدم
pack heat & memo
pack heat=to carry a gun اصلحه حمل کردن و آماده بودن برای استفاده از آن It’s American gangster slang ظاهرا از اوایل دهه سی اسلحه را «هیتر» مینامیدند، بنابراین حمل آن به معنای «بستهبندی گرما» بود ?Can you believe that some of these kids come to school packing heat? Where do they get the […]
چند واژه مهم/ Spontaneous & Assertive
قاطع Assertive با ملاحظه Considerate دلسوز Compassionate همکاری کننده Cooperative با احترام Respectful با ملاحظه Thoughtful قابل اعتماد Reliable حواس جمع Attentive با نزاکت Tactful خودجوش Spontaneous تکانشی Impulsive محتاط Reserved منزوی، کناره گیر Aloof بی اعتنا Dismissive تدافعی Defensive […]
اصطلاح «با دیوار که حرف نمیزنم!»
?Am I talking to a brick wall با دیوار که حرف نمیزنم! ?Are you going my way مسیرت به مسیر من میخوره؟ ?Are you looking for trouble دنبال شر میگردی؟
idiot box
idiot-box= television, TV Hey, you kids! Turn off the idiot-box and go do your homework After workin’ hard all day, all I wanna do is chill out in front of the idiot-box
اصطلاح «رییس بازی درآوردن»
To boss sb around برای کسی رییس بازی دراوردن Stop bossing me around I’m not your employee بسه دیگه برام رییس بازی درنیار..من که کارگر تو نیستم. One of my colleagues is used to bossing me around یکی از همکارام عادت داره برام رییس بازی دربیاره.
تفاوت of & from
هر دو این کلمات ” prepositions ” هستند و هر کدام جایگاه گرامری و موارد استفاده خود را خواهند داشت حرف اضافه of در قبل از اسامی و مضاف علیه ها به کار می رود . و در جایی که می خواهیم چیزی را به به چیز دیگر نسبت دهیم . همچنین of پس از […]
2 نکته از because
1- وقتی because در ابتدای جمله بکار میرود، در وسط جمله (بین جمله وارۀ وابسته و مستقل) از ویرگول استفاده میشود مثال: because it was getting late, I went home 2- هیجگاه برای بیان دلیل به جای because از for یا why استفاده نمیگردد. I’m going to go to the office because there is […]
فعل عبارتی Account for
Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]






Sunday, 18 October , 2026