بایگانی‌های عبارات زبان انگلیسی - صفحه 76 از 99 - الفبای زبان
چند واژه کاربردی (93) ۲۱ شهریور ۱۴۰۲

چند واژه کاربردی (93)

Alarm clock :ساعت زنگی backpack: کوله پشتی basket: سبد book: کتاب boots: پوتین، چکمه broom: جارو دستی camera: دوربین candle: شمع clock: ساعت curtains: پرده cushion: کوسن cutter: کاتر

grouchy ۲۰ شهریور ۱۴۰۲

grouchy

grouchy = irritable and bad-tempered; grumpy; complaining⠀ ⠀⠀⠀ ‌انسان بد خلق-شاکی-نق زن Your grandmother has nothing to stop her from being bored, grouchy, and lonely مادربزرگ شما برای خلاصی اش از بی حوصلگی، بداخلاقی و تنهایی چیزی ندارد. (که انجام دهد) If your usual bus driver is a grouch, he’s probably always yelling at his […]

?How’s life ۱۹ شهریور ۱۴۰۲

?How’s life

?How have you been

! It’s Me time ۱۹ شهریور ۱۴۰۲

! It’s Me time

Me Time=time when you can do what you want to do

واژه sunscreen ۱۹ شهریور ۱۴۰۲

واژه sunscreen

همانطور که می دانید یکی از کاربردهای کلمه “sunscreen” معنی “کرم ضد آفتاب” را بیان می کند؛ اگر بخواهیم در زبان انگلیسی مفهوم “ضد آفتاب زدن” را بیان کنیم یعنی اینکه کلمه “sunscreen” به همراه یک فعل استفاده شود، می توانیم از کلمه “wear” قبل از آن استفاده کنیم. پس “wear sunscreen” به معنی “کرم […]

چند عبارت کاربردی درباره مهاجرت ۱۸ شهریور ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی درباره مهاجرت

Immigration advocate

عبارت It wasn’t me ۱۸ شهریور ۱۴۰۲

عبارت It wasn’t me

وقتی به خاطر کار اشتباهی که رخ داده، کسی شما رو متهم یا سرزنش می‌کنه، می‌تونید بگید:It wasn’t meیعنی کار من نبوده یا تقصیر من نبوده و من مقصر نیستم. He swears that it wasn’t him قسم می‌خوره که کار اون نبوده A: I can’t believe you told mom and dad about me smokingB: It […]

به جای No چه بگوییم؟ ۱۳ شهریور ۱۴۰۲

به جای No چه بگوییم؟

No wayهرگز Nopeنوچ! Hell noحرفشم نزن By no meansبه هیچ وجه Certainly notقطعا نه I’m afraid notمتاسفانه نه No diceهرگز Absolutely notمطمئنا نه Neverهرگز

انواع رستوران ۱۳ شهریور ۱۴۰۲

انواع رستوران

Eat outدر رستوران غذا خوردن fast food restaurantرستوران فست فود Vegetarian restaurantرستوران مخصوص افراد گیاهخوار Sea-food restaurantرستوران غذاهای دریایی High-class restaurantرستوران لوکس

چند واژه کاربردی مرتبط (92) ۱۳ شهریور ۱۴۰۲

چند واژه کاربردی مرتبط (92)

bombبمب، نارنجک، بمباران کردن، (نفت) مخزن bomb burn(past: burned, burnt ; past participle: burned, burnt) سوزاندن، آتش زدن، سوختن، مشتعل شدن، در آتششهوت سوختن، اثر سوختگی burn catch(past: caught ; past participle: caught) گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار […]