بایگانی‌های عبارات زبان انگلیسی - صفحه 75 از 99 - الفبای زبان
عبارتهای جایگزین  …I think ۰۴ مهر ۱۴۰۲

عبارتهای جایگزین …I think

عباراتی که می‌توانند جایگزین ” …I think” باشند: In my opinion In my idea If you ask me It seems to me that I consider To my way of thinking,…. As I see it, … The way I see things is that… I reckon

درکت می کنم ۰۳ مهر ۱۴۰۲

درکت می کنم

I feel you I got you I understand you

واژه Half-wit ۰۱ مهر ۱۴۰۲

واژه Half-wit

Stupid كند ذهن / گیج Dumb کودن Dope خنگ Fool نادان Brainless بی مغز Idiot احمق Moron کم عقل Half-wit ابله Mindless بی فکر

واژه easygoing ۰۱ مهر ۱۴۰۲

واژه easygoing

easygoing=relaxed and tolerant in attitude or manner آدمی که بی خیاله/ زود ناراحت نمیشه/ He was easygoing and goodnatured او آدم بی خیال و خوش اخلاقی بود

چند واژه مرتبط (93) ۲۸ شهریور ۱۴۰۲

چند واژه مرتبط (93)

گربه=cat کینه ای=catty ماهی=fish مشکوک=fishy بینی=nose فضول=nosy کلاس=class باکلاس=classy

…I shouldn’t have ۲۷ شهریور ۱۴۰۲

…I shouldn’t have

I shouldn’t have….. من نباید باهاش ازدواج میکردمI shouldn’t have got married to him من نباید بهش میگفتمI shouldn’t have told him من نباید بهش کمک میکردمI shouldn’t have helped him من نباید بهش فکر میکردمI shouldn’t have thought about him من نباید میدیدمشI shouldn’t have seen him

افعال دو قسمتی (2) ۲۷ شهریور ۱۴۰۲

افعال دو قسمتی (2)

set outشروع به کار کردن put offبه تاخیر انداختن back upپشتیبانی pass awayفوت شدن fall downفرو ریختن call offکنسل کردن

چند واژه ساده (1) ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

چند واژه ساده (1)

skirt: دامن overall: لباس کار،سرهمی sweater: ژاکت swimsuit: لباس شنا hat: کلاه shorts: شلوارک slippers: دمپایی scarf: شال،روسری socks: جوراب

درباره درصد- percent % ۲۱ شهریور ۱۴۰۲

درباره درصد- percent %

در زبان انگلیسی درصد کلمه percent % است. مثال: ?A:What’s the weather forecast.B:There’s a 50 percent chance of rain پیش بینی وضع هوا چیه؟ ۵۰ درصد احتمال بارندگی وجود داره. صد در صد One hundred percent هفتاد و پنج درصدSeventy_five percent پنجاه درصد Fifty percent ده درصد Ten percent

لغات ضروری در توصیف اشخاص (3) ۲۱ شهریور ۱۴۰۲

لغات ضروری در توصیف اشخاص (3)

cockinessگستاخی، خودنمایی conceitخودبینی، غرور، استعاره hauteurبزرگی، بزرگ منشی، ارتفاع، غرور hubrisغرور، گستاخی prideمباهات، بهترین، سربلندی، برتنی، فخر، افاده، غرور، تکبر، سبب مباهات، تفاخر کردن vainglory لاف، گزاف، خودستایی، غرور، فیس vanityبادسری، بطالت، بیهودگی، پوچی، غرور، خودبینی