بایگانی‌های انگلیسی تدریس - صفحه 2 از 3 - الفبای زبان
اصطلاحی برای ” تو منو یاد فلانی میندازی “ ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” تو منو یاد فلانی میندازی “

تو منو یاد دوستم میندازی You remind me of my friend. تو منو یاد بچگیم میندازی You remind me of my childhood.

اصطلاحی برای ” قطعی و غیرقابل تغییر” ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” قطعی و غیرقابل تغییر”

Set in stone  قطعی و غیر قابل تغییر The plan is Set in stone, there is not a room for discussion برنامه قطعیه، جای هیچ بحثی هم نداره  

۳ اصطلاح/ اصطلاح “I am a couch potato “ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ اصطلاح “I am a couch potato “

It’s not my cup of tea باب میلم نیست I am a couch potato خیلی تنبلم Walk on eggshells با احتیاط راه رفتن

عبارتی برای “نقطه قوت” ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای “نقطه قوت”

Painting is my forte نقاشی نقطه قوت منه Math is his forte ریاضی نقطه قوت اوست Cooking is her forte آشپزی نقطه قوت اوست

اصطلاحی برای ” بدم نمیاد…” ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” بدم نمیاد…”

برای این ساختار از I wouldn’t + verb ing استفاده می کنیم:   I wouldn’t mind going on a trip بدم نمیاد برم سفر I wouldn’t like getting a little more sleep بدم نمیاد ی ذره بیشتر بخوابم  

عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “ ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “

I drink coffee out of habit از روی عادت قهوه می خورم I gave her money out of pity از روی دلسوزی بهش پول دادم I locked the door out of fear از روی ترس در و قفل کردم

۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟ ۰۶ مرداد ۱۴۰۵

۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟

Enthusiastic معنی: مشتاق، پرشور مثال: She was enthusiastic about learning new skills. او برای یادگیری مهارت‌های جدید مشتاق بود. Motivated معنی: باانگیزه مثال: The students are highly motivated to succeed. دانش‌آموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند. After a while معنی: بعد از مدتی مثال: After a while, he started to enjoy the class. بعد از […]

۳ عبارت کاربردی/ Accurately به چه معناست؟ ۰۵ مرداد ۱۴۰۵

۳ عبارت کاربردی/ Accurately به چه معناست؟

Accurately معنی: به‌طور دقیق مثال: She can accurately describe what happened. او می‌تواند آنچه را که اتفاق افتاده به‌طور دقیق توصیف کند. Be aware of sth معنی: آگاه بودن از چیزی مثال: You should be aware of the risks. باید از خطرات آگاه باشی. Express sth معنی: بیان کردن چیزی  مثال: He expressed his opinion […]

اصطلاح “Bite off more than you can chew” ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Bite off more than you can chew”

Bite off more than you can chew معنی: کاری رو دست گرفتن که از توان آدم بیشتره (معادل عامیانه فارسی: «لقمه بزرگ‌تر از دهن برداشتن») مثال: I think I bit off more than I can chew by taking three tough courses this semester. فکر کنم با برداشتن سه تا درس سخت این ترم، لقمه بزرگ‌تر […]

2اصطلاح /”shed light on” به چه مفهوم است؟ ۲۸ تیر ۱۴۰۵

2اصطلاح /”shed light on” به چه مفهوم است؟

 Shed light on معنی: روشن کردنِ موضوع / شفاف‌سازی کردن This study sheds light on the relationship between stress and memory. این پژوهش رابطه بین استرس و حافظه را روشن‌تر می‌کند. Draw a conclusion معنی: نتیجه‌گیری کردن / به نتیجه رسیدن Based on the data, we can draw a conclusion about the effectiveness of the […]