۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟
Enthusiastic معنی: مشتاق، پرشور مثال: She was enthusiastic about learning new skills. او برای یادگیری مهارتهای جدید مشتاق بود. Motivated معنی: باانگیزه مثال: The students are highly motivated to succeed. دانشآموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند. After a while معنی: بعد از مدتی مثال: After a while, he started to enjoy the class. بعد از […]
۳ عبارت کاربردی/ Accurately به چه معناست؟
Accurately معنی: بهطور دقیق مثال: She can accurately describe what happened. او میتواند آنچه را که اتفاق افتاده بهطور دقیق توصیف کند. Be aware of sth معنی: آگاه بودن از چیزی مثال: You should be aware of the risks. باید از خطرات آگاه باشی. Express sth معنی: بیان کردن چیزی مثال: He expressed his opinion […]
اصطلاح “Bite off more than you can chew”
Bite off more than you can chew معنی: کاری رو دست گرفتن که از توان آدم بیشتره (معادل عامیانه فارسی: «لقمه بزرگتر از دهن برداشتن») مثال: I think I bit off more than I can chew by taking three tough courses this semester. فکر کنم با برداشتن سه تا درس سخت این ترم، لقمه بزرگتر […]
2اصطلاح /”shed light on” به چه مفهوم است؟
Shed light on معنی: روشن کردنِ موضوع / شفافسازی کردن This study sheds light on the relationship between stress and memory. این پژوهش رابطه بین استرس و حافظه را روشنتر میکند. Draw a conclusion معنی: نتیجهگیری کردن / به نتیجه رسیدن Based on the data, we can draw a conclusion about the effectiveness of the […]
اصطلاح “Little did I know” به چه معناست؟
Little did I know … «نمیدونستم که…» ولی رسمی و تأکیدی بگی، میتونی از این ساختار استفاده کنی: Little + auxiliary + subject + verb مثال: Little did I know that he was lying. نمیدانستم که او دروغ میگفت. Little did she realize the truth. اصلاً متوجه حقیقت نشد. نکته مهم: (نادرست) Little I knew… […]
اصطلاح ” Get your ducks in a row” به چه معناست؟
Get your ducks in a row Meaning: To organize things and prepare properly before doing something. معنی: همهچیز را مرتب و آماده کردن / کارها را سر و سامان دادن مثال: Before starting your business, you should get your ducks in a row. قبل از راهاندازی کسبوکارت، باید همهچیز را مرتب و آماده کنی.
اصطلاح “Fair enough” به چه معناست؟
Fair enough منطقي حق داری قابل قبوله. حرفت رو میفهمم نکته مهم اینه که Fair enough لزوماً به این معنی نیست که کاملاً با طرف مقابل موافقی فقط یعنی دلیلش رو منطقی میدونی و بحث رو ادامه نمیدی چه زمانی ازش استفاده میکنیم؟ وقتی دلیل یا توضيح طرف مقابل برات قانع کننده است. وقتی میخوای […]
۳ اصطلاح کاربردی/ “?are you up for”
I’m relived آخی، راحت شدم Are you up for something? حوصلشو داری؟ Are you up for walking? حوصله داری برای پیاده روی No matter the cost به هر قیمتی که شده I’ll go no matter the cost به هر قیمتی که شده می رم
دو فعل عبارتی Go through &Get through
Go through = از سر گذروندن He was going through a very difficult time. اون دوره خیلی سختی رو داشت میگذروند. She’s gone through a really difficult time after her breakup اون بعد از جداییش خیلی دوران سختی رو از سر گذرونده Get through با موفقیت از پس چیزی بر اومدن اینجا تمرکز روی […]
5 واژه کاربردی برای شروع مکالمه
5 لغت سطح متوسط (Intermediate) هستن که واقعاً برای شروع مکالمه روزمره انگلیسی استفاده میشن: Improve: بهبود دادن I want to improve my English. میخوام انگلیسیمو بهتر کنم. Notice: متوجه شدن I noticed your new haircut. مدل موی جدیدتو متوجه شدم. Prefer: ترجیح دادن I prefer coffee to tea. قهوه رو به چای ترجیح میدم. […]






Friday, 4 September , 2026