اصطلاح «keeping my mouth shut»
keeping my mouth shut سکوت کردن / خفه شدن و حرف نزدن When he starts talking about politics, I just keep my mouth shut وقتی در مورد سیاست شروع به صحبت می کنه من حرفی نمی زنم /سکوت می کنم She told me to keep my mouth shut about the news او به […]
عبارات و افعال با Stand
Collocations with stand Stand back عقب ایستادن Stand by کناری کسی ماندن Stand down کناره گیری کردن Stand for… مخفف….بودن Stand in جایگزین کسی شدن Stand out متمایز بودن/ نمایان بودن Stand over بالای سر کسی ایستادن Stand up ایستادن/ بلند شدن
کلماتی که با فعل « Break» می آیند
Collocations With Break Break a habit ترک عادت Break a promise شکستن عهد و پیمان Breaking off an engagement برهم زدن نامزدی Break the news to sb خبر داغ “به کسی دادن” Break the silence شکستن سکوت Break sb’s heart شکستن دل
روشهای مختلف بیان چهارعمل اصلی ریاضیات
Mathematics ریاضیات( چهار عمل اصلی) به روشهای مختلف بیان چهارعمل اصلی دقت کنید: شش به اضافه دو می شود هشت. Six plus two equals eight Six and two is eight هفت منهای چهار می شود سه. Seven minus four equals three اگر از هفت چهار تا کم کنیم می شود سه. Seven taken away […]
3 اصطلاح کاربردی/ Rat out به چه معناست؟
چندتا افعال عبارتی پر کاربرد که بعید میدونم بلد باشی To size up ارزیابی کردن the interviewer sized me up اینترویور (شخصی که از شما مصاحبه میگیرد) من رو ارزیابی کرد before buying the business I had sized up the company قبل از خرید بیزنس من شرکت رو ارزیابی کرده بودم. Rat out چوغولی کردن، […]
3 اصطلاح کاربردی / «منت سرم نذار»
میشه لطفا سرم منت نذاری؟/ یادآوری نکن !Don’t rub it in my face Don’t twist me for the favor u did Don’t confer an obligation on me ?Could you please don’t mention it she will have to face the consequences اون مجبوره با عواقبش روبرو شه It saddens me این منو ناراحت میکنه
کلماتی که با فعل ” Make ” می آیند
How to use “make” بعضی از کلماتی که با فعل ” Make ” می آیند. Make a decision تصمیم گرفتن Make a prediction پیش بینی کردن Make an excuse عذر خواستن Make a war جنگ کردن Make a peace صلح کردن Make a speech سخترانی کردن Make fun of تمسخر کردن Make progress پیشرفت کردن […]
درباره فعل «Penetrate»
penetrate-( verb / فعل ) رسوخ ، نفوذ کردن در ، بداخل سرایت کردن ، رخنه کردن The enemy has been penetrated the villages دشمن به روستاها نفوذ کرده است. Scientists penetrated the secrets of the atom دانشمندان به اسرار اتم نفوذ کردند. Pain has penetrated the souls درد بر جانها رخنه کرده است. This […]
درباره کلمه rent و فعل ترکیبی rent out
نکاتی در مورد کاربرد کلمه rent: کلمه rent معمولا به معنی ‘اجاره کردن’ استفاده می شود. یعنی اینکه شخصی خانه، ماشین… را از صاحبش اجاره کند. به عبارتی دیگر در این کاربرد تمرکز rent روی اجاره کننده است. به دو مثال توجه کنید: He rented the car for a week او ماشین رو برای 1 […]
برگزیدگان «کتاب سال جوانان» معرفی شدند
آیین پایانی و جشن نکوداشت برترینهای چهارمین جایزه ملی کتاب سال جوانان برگزار شد. به گزارش الفبای زبان، در این دوره از کتاب سال جوانان، ۹ اثر برگزیده، ۱۱ اثر شایسته تقدیر و ۷ پدیدآورنده و ناشر به جایزه دست یافتند. برترینهای جایزه چهارم پس از دو مرحله داوری و با گزینش از میان ۸۷۳ […]








Tuesday, 29 September , 2026