بایگانی‌های الفبای زبان اصطلاحات - صفحه 24 از 31 - الفبای زبان
چند اصطلاح با ملیت‌ها (1) ۰۲ اسفند ۱۴۰۲

چند اصطلاح با ملیت‌ها (1)

🇬🇷It’s all Greek to me من نمی‌فهمم(متوجه نمی‌شم) 🇫🇷Take french leave ترک کردن 🇷🇺To play Russian roulette ریسک بزرگ کردن و به‌ خطر انداختن 🇫🇷Pardon my French ببخشید‌ بابت استفاده از الفاظ رکیک 🇳🇱To go Dutch دُنگی حساب کردن، پرداخت کردم سهم به صورت جداگانه 🇨🇳Chinese whispers یک کلاغ چهل کلاغ، شایعات بی‌اساس

جملات و اصطلاحات کاربردی (۱۰7)/ !Fat chance of that ۰۱ اسفند ۱۴۰۲

جملات و اصطلاحات کاربردی (۱۰7)/ !Fat chance of that

I’m looking for a permanent job دنبال یک شغل دائمی هستم ?What business are you in توی چه کاری هستی Fat chance of that چشمم آب نمیخوره The doctor bandaged the wound دکتر زخم رو پانسمان کرد !You’re making me blush داری شرمندم میکنی Let’s toss/flip a coin بیا سکه بندازیم Heads or tails شیر […]

سه اصطلاح  have cold feet/Basket case/that’s the thing ۲۵ بهمن ۱۴۰۲

سه اصطلاح  have cold feet/Basket case/that’s the thing

get/have cold feet  جا زدن، پا پس کشیدن  He got cold feet at the last minute  در آخرین لحظه جا زد.  Basket  Basket case  Someone or something in a useless or hopeless condition  خسته و درمانده، کوفته، عاجز و وامانده After working a 12-hour day and then coming home and cooking dinner for her family, […]

اصطلاح Don’t ever cross me ۲۵ بهمن ۱۴۰۲

اصطلاح Don’t ever cross me

Don’t ever cross me با من در نیفت   Don’t be cross with me I apologize if my previous response was not clear. As an AI assistant, I am here to provide assistance and support, not to cross or disobey anyone. My purpose is to help you with any inquiries or tasks you may have. […]

عباراتی که حواس پرت ها بیشتر استفاده می کنند ۲۵ بهمن ۱۴۰۲

عباراتی که حواس پرت ها بیشتر استفاده می کنند

It slipped my mind یادم رفت.  I lost my train of thought رشته افکارم پاره شد.  I have memory like a sieve حافظه‌م داغونه.  I don’ t remember you شما رو بخاطر نمیارم.  I can’ t place you شما رو بجا نمیارم.

چند اصطلاح درباره امتحانات ۲۴ بهمن ۱۴۰۲

چند اصطلاح درباره امتحانات

I didn’t crack a book all semester کل ترم لای کتاب رو باز نکردم. I am burning the midnight oil شبها تا دیر وقت درس میخونم. I aced the test امتحانم رو عالی دادم. I messed/screwed up the test امتحانم رو افتضاح دادم. I passed with flying colors با نمره عالی پاس کردم. I passed […]

درباره «Get a rise out of» ۲۳ بهمن ۱۴۰۲

درباره «Get a rise out of»

Get a rise out of  To provoke a response from  زیر زبان کسی را خالی کردن، از کسی حرف کشیدن  You can kid me all day about my mistake, but you won’t get a rise out of me میتونی تمام روز منو در مورد اشتباهم دست بیندازی، اما هرگز نمی‌تونی از من حرف بکشی.  I […]

افعال Get along with &  Get along ۲۳ بهمن ۱۴۰۲

افعال Get along with &  Get along

Get along with To associate or work well with; to succeed or manage in doing  سازگاری داشتن با، ساختن با 2- سر کردن با، موفق بودن، ساختن با  Terry isn’t getting along with her new roommate; they argue constantly تری با هم اتاقی جدیدش نمی‌سازه، اونا همیشه با هم دعوا دارن.  ?How are you getting […]

جملات و اصطلاحات کاربردی (۱۰4) ۲۱ بهمن ۱۴۰۲

جملات و اصطلاحات کاربردی (۱۰4)

don’t put me off حواسمو پرت نکن the choice is yours حالا خود دانی truth hurts حقیقت تلخه it made my mouth water دهنم آب افتاد eat your heart out دلت بسوزه

واژگان کاربردی (101) ۱۸ بهمن ۱۴۰۲

واژگان کاربردی (101)

violation: خطا ،تجاوز، عهد varieties: متنوع، گوناگون repression: سرکوبی admission: قبول ، پذیرش symmetric: متقارن، منظم ، برابر synergistic: همکاری کننده synchronic: همزمان، هموقت synthetic: ترکیبی، ساختگی scope: آزادی عمل، وسعت، قلمرو، حوزه sketch: طراحی کلیات، نقشه ساده، انگاره scratch: تراش، خاراندن، حذف کردن، پاک کردن spike: میخ دار کردن، میله، میخ بزرگ disturb: برهم […]