واژه «Defunct» +مترادف ها
defunct= inactive منسوخ شده/ منقرض شدن/ نخ نما شدن :Synonyms of defunct extinct vanished expired gone departed bygone obsolete done مثال ها: members of a now defunct communist organization اعضای یک سازمان کمونیستی که اکنون منحل شده است. wrote for a magazine that is now defunct نوشتن برای مجله الان دیگه منسوخ شده است She […]
فعل عبارتی «Act up »
نویسنده : سارا کوشا فعل عبارتی Act up دو معنا دارد: 1-در اولی که جز اصطلاحات اسلنگ و عامیانه محسوب می شود به معنای «بد یا عجیب کار کردن چیزی/شیطونی/ لوس بازی و …» است . 2-دیگری به معنای «ارتقا شغلی و غیره یافتن» بسته به جمله ای که در آن به کار برده می […]
رازهای پشت پرده «مزرعه حیوانات»
ریچارد بلر، تنها پسر جورج اورول، در آستانه ۸۰ سالگی انتشار رمان کلاسیک «مزرعه حیوانات»، نکات جالبی را درباره انتشار این رمان سیاسی و تاثیرگذار فاش میکند. به گزارش الفبای زبان به نقل از ایسنا، ریچارد بلر، تنها پسر جورج اورول، در مطلبی برای گاردین و در سالگرد رمان انتشار رمان «مزرعه حیوانات» فاش میکند […]
در جواب «thank you » چی بگیم؟!
My pleasure : باعث افتخار من Don’t mention it : حرفشم نزن No problem: چیزی نیست It was nothing: کاری نکردم
اصطلاحات مربوط به بیماری و درمان / تشنج & تهوع
headache: سردرد backache: پشت درد amnesia:بيماري فراموشي anemia:کم خوني bloodshed: خونريزي brain sickness:نقص عقل bladder stone: سنگ مثانه cancer: سرطان tooth ache: دندان درد chicken pox: آبله مرغان Sore Throat: گلو درد constipate: يبوست depression:افسردگي ear ache: گوش درد eye sore:چشم درد flu:آنفلو آنزا fever: تب heart ache: قلب درد heat stroke :گرما زدگي hypertension […]
کاربردهای مختلف کلمهی each
هر He called me each day and asked about my circumstances او هر روز به من زنگ زد و احوالم را پرسید. هرکدام، هر یک Each had a different solution to the problem هر کدام یک راه حل متفاوت برای مشکل داشتند. به هر کدام، به هر یک She gave us two apples each او […]
فراخوان جایزه بنیاد فرهنگی البرز برای دانشآموزان منتشر شد
فراخوان شصت و سومین سال جایزه البرز دانشآموزی با هـدف تقدیر از ۶۳ نفر از دانشآموزان برتر سراسر کشور منتشر شد. به گزارش الفبای زبان به نقل از بنیاد فرهنگی البرز، در این دوره، دانشآموزانی که در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ در پایه نهم مقطع متوسطه اول و پایه دوازدهم مقطع متوسطه دوم در شاخه نظری […]
انواع طعم ها به انگلیسی
Yummy خوشمزه،لذیذ Yucky حال به هم زن، تهوع آور Delicious خوشمزه، لذیذ Spicy تند، پر ادویه Sour ترش، فاسد Salty شور Bitter تلخ Sweet شیرین Bland بی مزه Greasy چرب، روغنی Sweet and sour ترش و شیرین، ملس Tasty خوش طعم، خوشمزه
اصطلاح «Have got very short fuse»
Have got very short fuse syn=a tendency to get angry easily = a quick temper اعصاب نداشتن، عصبانی بودن The chef has got a very short fuse سرآشپز اصلا اعصاب نداره The boss is known to have a short fuse رئیس به آدم بی اعضاب معروف است
اصطلاح «on (someone’s) wrong side»
on (someone’s) wrong side مورد بی لطفی کسی/ مورد غضب کسی/ناخوشایند برای کسی/ تحریک خشم/تحقیر یا اخراج کسی Displeasing to someone; provoking someone’s anger, contempt, or dismissal The best way to get through this class is to say nothing unless called upon, and to make sure you don’t get on the teacher’s wrong side بهترین […]







Tuesday, 28 July , 2026