بایگانی‌های الفبای زبان اصطلاحات - صفحه 26 از 31 - الفبای زبان
عبارات کاربردی برای توضیح و شفاف سازی ۰۷ بهمن ۱۴۰۲

عبارات کاربردی برای توضیح و شفاف سازی

عباراتی برای بیان شفاف سازی for example for instance because one example is to illustrate such such as عباراتی برای توضیح بیشتر at this point because furthermore now in fact in this case  عباراتی برای بیان دلایل as a result of because one reason is due to since

11 معنی و کاربرد برای واژه‌ی just ۰۲ بهمن ۱۴۰۲

11 معنی و کاربرد برای واژه‌ی just

همین چند لحظه‌ی پیش، به‌تازگی: The plane just landed in New York هواپیما همین چند لحظه‌ی پیش در نیویورک نشست.  الان، در حال حاضر: I’m just finishing my book من الان دارم کتابم را تمام میکنم.  درست (قبل/بعد/…): just after/before/over I got here just after nine من درست بعد از ساعت 9 اینجا رسیدم.  دقیقاً: […]

ضرب المثل های انگلیسی (8) ۰۲ بهمن ۱۴۰۲

ضرب المثل های انگلیسی (8)

All that glitters is not gold هر گردی گردو نیست. Take it or leave it میخوای بخواه، نمیخوای نخواه A snake in the grass آب زیر کاه بودن

اشتباهات گرامری درباره «Take care of» ۰۱ بهمن ۱۴۰۲

اشتباهات گرامری درباره «Take care of»

 Take care of = look after مراقبت کردن ?Who’s going to take care of the dog while you’re away چه کسی قرار است وقتی نیستید از سگ مراقبت کند؟ اما برای بیان “مراقب بودن برای اجتناب از چیزی” از عبارت زیر استفاده می‌شود:  Take care not to / Take care that you do not = […]

اصطلاحاتی برای بیان خوشحالی زیاد ۰۱ بهمن ۱۴۰۲

اصطلاحاتی برای بیان خوشحالی زیاد

من خیلی خوشحالم، در پوست خودم نمیگنجم. I feel like a million dollars I’m on top of the world I’m over the moon I’m in seventh heaven I’m on cloud nine

چند اصطلاح سمی/ به فنا رفتیم ۰۱ بهمن ۱۴۰۲

چند اصطلاح سمی/ به فنا رفتیم

We’re screwed به فنا رفتیم  Don’t make me lose the face آبروم رو نبر، ضایعم نکن Stop playing innocent  خودت رو به موش مردگی نزن Don`t look the other way  خودتو به کوچه علي چپ نزن White lie دروغ مصلحتی

3 اصطلاح کاربردی/ «My lips are sealed» به چه معناست؟ ۲۶ دی ۱۴۰۲

3 اصطلاح کاربردی/ «My lips are sealed» به چه معناست؟

My lips are sealed دهنم قرصه! Odds are احتمال داره که… Odds are She is dead احتمال داره که او مُرده باشه! کلمه “flex” در اصطلاح به معنی «پُز دادن» است. He’s flexing his new car to impress his friends ▫️او ماشین جدیدش را به دوستانش پز می‌دهدتا آنان را تحت تاثیر قرار دهد. نکته: […]

همه زمانها در یک نگاه ۱۹ دی ۱۴۰۲

همه زمانها در یک نگاه

همه زمانها در یک نگاه I work کار میکنم (حال ساده) I am working دارم کار میکنم (حال استمراری)  I have worked کار کرده ام (حال کامل)  I have been working مدتی است کار میکنم (حال کامل استمراری) I worked کار کردم (گذشته ساده) I was working داشتم کار میکردم (گذشته استمراری)  I had worked […]

واژگان کاربردی(۹5) ۱۸ دی ۱۴۰۲

واژگان کاربردی(۹5)

bet (past: bet, betted ; past participle: bet, betted) شرط (بندی)، موضوع شرط بندی، شرط بستن، نذر condition شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگی، مقید کردن، شرط نمودن condition punt زدن توپ، توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن requirement نیاز، لازم، مقرره، دربایست، نیازمندی، تقاضا، احتیاج، الزام، ایجاب، التزام reservation ذخیره، رزرو […]

واژگان کاربردی(94) ۱۸ دی ۱۴۰۲

واژگان کاربردی(94)

settled جمعیت دار، آباد، مقیم، مستقر، جای گیر، ثابت، آرام، صاف، معین، مقرر silent خموش، خاموش، ساکت، بیصدا، آرام، صامت، بیحرف sleepy خواب آلود slinky دزدکی، مخفی، خوش ژست slow آهسته، کند، تدریجی، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن slow smooth سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بی تکان، بی مو، […]