بایگانی‌های الفبای زبان اصطلاحات - صفحه 28 از 31 - الفبای زبان
جملات آموزنده و امید بخش انگلیسی (۱7) ۱۶ دی ۱۴۰۲

جملات آموزنده و امید بخش انگلیسی (۱7)

The saddest part of life is saying goodbye to someone you wish you to spend your lifetime with غمگین ترین قسمت زندگی خداحافظی با کسیه که آرزو میکردی کل عمرت رو باهاش بگذرونی… Accept both compliment and criticism because it takes both sun and rain for a flower to grow هم تشویق و هم انتقاد […]

عبارت Get behind به چه معناست؟ ۱۳ دی ۱۴۰۲

عبارت Get behind به چه معناست؟

Get behind= to fail to do something عقب افتادن در کار و زندگی   He had gotten behind in his classes because he was always absent از کلاس هایش عقب افتاده بود چون همیشه غیبت می کرد

hot potato issue به چه معناست؟ ۱۲ دی ۱۴۰۲

hot potato issue به چه معناست؟

نویسنده:مهدی کلاته عربی/ Hot potato issue موضوع مناقشه برانگیز (معمولا سیاسی). موضوعی که بحث درباره‌اش، باعث ناراحتی میشه و تمثیلش به سیب زمینی داغ اینه که هر کسی میخواد زود از شرش خلاص بشه و در دست، نگهش نداره چون خیلی داغه. Gun control in the US is a real [political] hot potato issue کنترل […]

اصطلاح «Tough nut to crack» ۱۲ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «Tough nut to crack»

Tough nut to crack مساله سخت. معضل بزرگ. بیشتر در محاوره به کار میرود. Nut به معنی آجیلهای با پوست سخت مثل گردو و پسته فندق و اینها.crack هم که یعنی شکافتن، ترک برداشتن، در اینجا یعنی باز کردن پوسته سخت. Ooh! That’s a tough nut to crack I thought I would solve this problem […]

How convenient به چه معناست؟ ۱۲ دی ۱۴۰۲

How convenient به چه معناست؟

How convenient واژه convenient به معنای راحت/بی دردسر است.  این عبارت زمانی استقاده می شود که فرد مقابل اغلب در مورد زمان یا شرایط یک موقعیت، طعنه یا تردید دارد که شما رو راست باشید و در ذهم خودشان فکر می کنند که دارید توجیه می کنید .این عبارت اغلب برای بیان ناامیدی یا ناباوری […]

2 اصطلاح کاربردی ۱۱ دی ۱۴۰۲

2 اصطلاح کاربردی

You are so mean= someone who’s stingy or ungenerous=unkind or unfair خیلی بدجنسی/گستاخ The middle of nowhere یک جای پرت، نا کجا آباد. He lives in a tiny house in the middle of nowhere اون تو یک خونه فسقلی تو یک جای دور افتاده و پرت زندگی میکنه

تفاوت Too much & much too ۱۱ دی ۱۴۰۲

تفاوت Too much & much too

هر دوی آنها معنی یکسانی دارند ولی بعد از too much از اسم استفاده می کنیم و بعد از much too صفت یا قید استفاده می شود. I had too much sugar this morning Much too معمولاً قبل از یک صفت یا قید استفاده می شود تا نشان دهد چیزی بسیار بیشتر از آنچه لازم […]

کاربرد If only ۱۱ دی ۱۴۰۲

کاربرد If only

 اصطلاح if only به منظور بيان آرزو, خواسته يا حسرت گوينده است. به مثالهای زیر توجه کنید: ️if only they save his life  چی ميشه اگر جونش رو نجات بدند. If only he didn’t leave here  چی ميشد اگر از اينجا نميرفت. if only I had listened to you  ای کاش به حرفت گوش ميدادم.

اسم جمع (Collective Noun) ۱۰ دی ۱۴۰۲

اسم جمع (Collective Noun)

اسم جمع (Collective Noun): اسم جمع اسمی است که به گروهی از افراد، اشیاء یا حیوانات اشاره کند. مثل: team, army, jury, group  اگر اسم جمع مانند یک واحد پول، یک دسته یا یک گروه مورد نظر قرار گیرد، با فعل مفرد به کار می رود. مثال: The jury is in the courtroom هیئت منصفه […]

واژگان ضروری(91) ۰۵ دی ۱۴۰۲

واژگان ضروری(91)

Whisper نجوا کردن ، پچ پچ کردن Concentration تمرکز cockiness گستاخی، خودنمایی conceit خودبینی، غرور، استعاره hauteur بزرگی، بزرگ منشی، ارتفاع، غرور hubris غرور، گستاخی pride مباهات، بهترین، سربلندی، برتنی، فخر، افاده، غرور، تکبر، سبب مباهات، تفاخر کردن vainglory لاف، گزاف، خودستایی، غرور، فیس vanity بادسری، بطالت، بیهودگی، پوچی، غرور، خودبینی