قالب کاربردی «اگر جای تو بودم»
اگر جای تو بودم If I were you, I would If I were you, I would hurry اگر جای تو بودم، عجله میکردم. If I were you, I would think about it اگر جای تو بودم، درموردش فکر میکردم. If I were you, I wouldn’t do that اگر جای تو بودم، اون کار رو نمیکردم.
درباره گرامر All و Every
ALL و Every هم معنا هستند، ولی all با صورت جمع اسم به کار می رود: All towns have a post office ولی every با صورت مفرد اسم: Every town has a post office هر دو جمله بالا را می توان چنین ترجمه کرد: همه شهرها یک پستخانه دارند. همچنین در جملات منفی not all […]
درباره افعال inhabit & occupy
inhabit زندگی کردن در یک مکان یا منطقه برای مدت طولانی یا بطور همیشگی این فعل معمولاً بصورت مجهول بکار میرود. The island is mainly inhabited by sheep در آن جزیره عمدتاً گوسفندها زندگی میکنند. The remoter mountain regions are still inhabited by indigenous tribes occupy زندگی کردن در یک اتاق، خانه یا ساختمان (برای […]
درباره Everyone vs Every on
Everyone = all the people, everybody (one word, only for people) همهی مردم، همه (فقط برای انسان استفاده میشود) Hurry up! Everyone is waiting for you عجله کن! همه منتظر تو هستند. Everyone enjoyed the party. (= Everybody … ) همه از مهمانی لذت بردند. Every one = each single one (of a group […]
پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر
Long time no see پارسال دوست، امسال آشنا This name rings a bell این اسم برام آشناست He is my distant acquaintance از آشناهای دور من است. I made his acquaintance at a party من در یک مهمانی با او آشنا شدم. I have a nodding acquaintance with him در حد سلام علیک با او […]
اصطلاح You remind me of
زمانی که می خواهیم بگوییم تو منو یاد فلان چیز می ندازی از این عبارت ترکیبی استفاده می کنیم: …You remind me of مثال: You remind me of my past تو منو یاد گذشته خودم میندازی. You remind me of my late mother تو منو یاد مادر مرحومم میندازی. You remind me of my […]
اصطلاح …I’m good at
…I’m good at برای گفتن اینکه من در فلان کار خوبم- با مهارت دارم از این عبارت استفاده می کنیم: I’m good at drawing I’m good at video games I’m good at swimming I’m good at driving I’m good at reading I’m good at sports I’m good at writing I’m good at math I’m good […]
یک نکته درباره other& another
با کلمه other اسم جمع بکار می رود Other +اسم جمع other countries با کلمه Another اسم مفرد بکار می رود Another + اسم مفرد Another country
3 اصطلاح کاربردی /as a rule
Start a family عبارت Start a family برخلاف ظاهرش به معنی “تشکیل خانواده” نیست!در انگلیسی Start a family به معنی (تصمیم به) بچهدار شدن است. Steve and Liza want to start a family next year استیو و لیزا میخوان سال بعد بچهدار بشن as a rule طبق معمول – طبق عادت همیشگی As a rule, […]
اصطلاح «بعید است»
This is so unlike you از تو بعیده It was so unlike him to say something like that, with such intensity, that I was astonished آنقدر ازش بعید بود که او چنین چیزی بگوید، به حدی که من متحیر شدم





Monday, 27 July , 2026