اصطلاح “ON THE VERY BRINK OF” به چه معناست؟ ۱۷ آبان ۱۴۰۵

اصطلاح “ON THE VERY BRINK OF” به چه معناست؟

ON THE VERY BRINK OF   یعنی درست در آستانه چیزی بودن، یا در یک قدمی چیزی بودن    The country is on the very brink of an economic crisis. این کشور درست در آستانه یک بحران اقتصادی قرار دارد    She was on the very brink of giving up her dream. او درست در […]

بایگانی‌های ویژه - صفحه 9 از 138 - الفبای زبان
ساختار گرامری Would rather + verb ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

ساختار گرامری Would rather + verb

Would rather + verb   Meaning: Used to express preference; what you prefer to do. معنی: ترجیح دادن / مایل بودن که مثال:  I’d rather stay home tonight. ترجیح می‌دم امشب خونه بمونم.  ساختار: Subject + would rather + base verb I’d rather walk than take a taxi. She’d rather watch a movie. بعد از […]

4 لغت درباره سلامتی و ورزش ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

4 لغت درباره سلامتی و ورزش

Topic: Health & Fitness 1. Stamina  معنی: استقامت، بنیه بدنی  مثال: Running regularly improves your stamina. دویدن منظم استقامت بدنی را افزایش می‌دهد. 2. Balanced  معنی: متعادل  مثال:   A balanced diet is important for good health. رژیم غذایی متعادل برای سلامتی مهم است. 3. Recover  معنی: بهبود یافتن، ریکاوری کردن  مثال: It took him […]

داستان انگلیسی “the Last Dinosaurs” ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

داستان انگلیسی “the Last Dinosaurs”

the Last Dinosaurs In a lost land of tropical forests, on top of the only mountain in the region, trapped inside an old volcanic crater system, lived the last ever group of large, ferocious dinosaurs. For thousands and thousands of years they had survived all the changes on Earth, and now, led by the great […]

همه چیز درباره up ۱۹ خرداد ۱۴۰۵

همه چیز درباره up

  (Noun) (Plural) (Verb – use participle) (Adjective) (Adverb) (Preposition) American English phonetic: ʌp British English phonetic: ʌp بالا، در حال کار بالا، روی، بالای، دربلندی، جلو، برفراز، سپری شده،سربالایی، برخاستن، بالارفتن، صعود کردن، ترقی کردن،بالا بردن یاترقی دادن – his house is up the road خانهی او در بالای جاده است. – hands up! […]

ساختار گرامری  “Be supposed to + verb” ۱۹ خرداد ۱۴۰۵

ساختار گرامری “Be supposed to + verb”

Be supposed to + verb Used to talk about obligations, expectations, or what is intended to happen. معنی: قرار بودن / انتظار رفتن / موظف بودن مثال:   We are supposed to meet at 8 p.m. قرار است ساعت ۸ شب همدیگر را ببینیم. ساختار:  Subject + be (am/is/are) + supposed to + base verb

چند عبارت کاربردی در مکالمه/ Fingers crossed به چه معناست؟ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

چند عبارت کاربردی در مکالمه/ Fingers crossed به چه معناست؟

عبارت و اصطلاح برای تقویت مهارت Speaking “I’ll pass.” یعنی “بی‌خیال می‌شم” یا “نه، مرسی!” مثال: A: Do you want some cake? B: No, I’ll pass. I’m full. الف: کیک می‌خوای؟ب: نه، بی‌خیال. سیرم. “It’s not a big deal.” یعنی “چیز مهمی نیست” یا “مشکلی نداره.” A: Sorry I’m late! B: Don’t worry, it’s not […]

5 واژه کاربردی برای شروع مکالمه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

5 واژه کاربردی برای شروع مکالمه

5 لغت سطح متوسط (Intermediate) هستن که واقعاً برای شروع مکالمه روزمره انگلیسی استفاده می‌شن: Improve: بهبود دادن I want to improve my English. می‌خوام انگلیسیمو بهتر کنم.  Notice: متوجه شدن I noticed your new haircut. مدل موی جدیدتو متوجه شدم. Prefer: ترجیح دادن I prefer coffee to tea. قهوه رو به چای ترجیح میدم. […]

چند اصلاح کافه ای(۲)/ ?Can I swap this for ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

چند اصلاح کافه ای(۲)/ ?Can I swap this for

We’re ready to order.   سفارشمونو بدیم؟   Can I get a refill?   میشه نوشیدنی رو پر کنی؟   Can you split the check?   میشه فاکتور رو جدا بزنی؟   Can I get the check?   صورت حساب لطفاً.   Everything tastes great!   همش خیلی خوشمزه س   Can I swap this […]

 چند اصطلاح خیلی خودمونی و کافه ای/ Make it decaf ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

 چند اصطلاح خیلی خودمونی و کافه ای/ Make it decaf

  * My usual, please. همون همیشگی رو لطفاً   It’s on me. مهمون من * Grab a coffee يه قهوه بزنیم   * Coffee to go. قهوه بیرون بر   * Make it decaf بدون کافئینش کن   * Can I get oat milk instead? میشه شیر جو دوسر بذاری؟   * Double shot […]

اصلاح “Ring  up” به چه معناست؟ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

اصلاح “Ring up” به چه معناست؟

مبلغ خرید رو تو دستگاه صندوق ثبت کردن و آماده کردن برای پرداخت معمولاً وقتی میخوای فروشنده کالاها تو اسکن کنه و پول بگیری استفاده میکنی مثال ها Can you ring me up, please? میتونی حسابشو برام بكني لطفاً؟ I’m ready to check out. Can you ring me up? میخوام پرداخت کنم میتونی برام حساب […]