عبارتی برای “نقطه قوت”
Painting is my forte نقاشی نقطه قوت منه Math is his forte ریاضی نقطه قوت اوست Cooking is her forte آشپزی نقطه قوت اوست
درباره درصد- percent %
در زبان انگلیسی درصد کلمه percent % است. مثال: ?A:What’s the weather forecast.B:There’s a 50 percent chance of rain پیش بینی وضع هوا چیه؟ ۵۰ درصد احتمال بارندگی وجود داره. صد در صد One hundred percent هفتاد و پنج درصدSeventy_five percent پنجاه درصد Fifty percent ده درصد Ten percent
لغات ضروری در توصیف اشخاص (3)
cockinessگستاخی، خودنمایی conceitخودبینی، غرور، استعاره hauteurبزرگی، بزرگ منشی، ارتفاع، غرور hubrisغرور، گستاخی prideمباهات، بهترین، سربلندی، برتنی، فخر، افاده، غرور، تکبر، سبب مباهات، تفاخر کردن vainglory لاف، گزاف، خودستایی، غرور، فیس vanityبادسری، بطالت، بیهودگی، پوچی، غرور، خودبینی
چند واژه کاربردی (93)
Alarm clock :ساعت زنگی backpack: کوله پشتی basket: سبد book: کتاب boots: پوتین، چکمه broom: جارو دستی camera: دوربین candle: شمع clock: ساعت curtains: پرده cushion: کوسن cutter: کاتر
grouchy
grouchy = irritable and bad-tempered; grumpy; complaining⠀ ⠀⠀⠀ انسان بد خلق-شاکی-نق زن Your grandmother has nothing to stop her from being bored, grouchy, and lonely مادربزرگ شما برای خلاصی اش از بی حوصلگی، بداخلاقی و تنهایی چیزی ندارد. (که انجام دهد) If your usual bus driver is a grouch, he’s probably always yelling at his […]
چند عبارت پرکاربرد با “by”
By chanceاتفاقی By mistakeسهوا By forceبه زور By the wayدرضمن By defaultبه صورت پیش فرض
چند عبارت کاربردی درباره مهاجرت
Immigration advocate
عبارت It wasn’t me
وقتی به خاطر کار اشتباهی که رخ داده، کسی شما رو متهم یا سرزنش میکنه، میتونید بگید:It wasn’t meیعنی کار من نبوده یا تقصیر من نبوده و من مقصر نیستم. He swears that it wasn’t him قسم میخوره که کار اون نبوده A: I can’t believe you told mom and dad about me smokingB: It […]
به جای No چه بگوییم؟
No wayهرگز Nopeنوچ! Hell noحرفشم نزن By no meansبه هیچ وجه Certainly notقطعا نه I’m afraid notمتاسفانه نه No diceهرگز Absolutely notمطمئنا نه Neverهرگز
انواع رستوران
Eat outدر رستوران غذا خوردن fast food restaurantرستوران فست فود Vegetarian restaurantرستوران مخصوص افراد گیاهخوار Sea-food restaurantرستوران غذاهای دریایی High-class restaurantرستوران لوکس
چند واژه کاربردی مرتبط (92)
bombبمب، نارنجک، بمباران کردن، (نفت) مخزن bomb burn(past: burned, burnt ; past participle: burned, burnt) سوزاندن، آتش زدن، سوختن، مشتعل شدن، در آتششهوت سوختن، اثر سوختگی burn catch(past: caught ; past participle: caught) گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار […]



















Monday, 17 August , 2026