14 لغت کاربردی/ Recommended & Depend
Handle — از عهده برآمدن / مدیریت کردن Deal — برخورد کردن / سروکله زدن Depend — بستگی داشتن Believe —باور داشتن Recommend — توصیه کردن Invite — دعوت کردن Prepare — آماده کردن Check — بررسی کردن Share — به اشتراک گذاشتن Join — ملحق شدن / شرکت کردن Reach — رسیدن Follow — […]
پنج هوش مصنوعی برای یادگیری زبان انگلیسی
Speak: مکالمه و تلفظ رو با بازخورد لحظهای تمرین کن برای سطوح متوسط به بالا خوبه یک هفته رایگان هم داره makes youfluent : یک معلم زبان ۲۴ ساعته بدون استرس هر زمان و هر کجا میتونی استفاده کنی تعامل با انسان کمه و بیشتر با هوش مصنوعی سر کار داری talkpal: فقط با […]
عباراتی برای نشان دادن علاقه نسبت به چیزی یا کسی
I’m into it بهش علاقمندم I’m keen on it منو جذب میکنه I’m fond of it بهش علاقمندم It appeals to me به من حال میده / می چسبه It’s to my liking دوسش میدارم I’m crazy about it دیوونشم I’m attached to it به من وصله، ازم جدا نمیشه I’m addicted to it […]
چگونه بگوییم «آنقدرها» هم باهوش نیستی!
برای بیان کلمه ی “اونقدرها” در زبان انگلیسی میتونید خیلی ساده از “that” استفاده کنید: you are not that clever اونقدر ها هم باهوش نیستیا! you are not that important اونقدرها هم مهم نیستایا! she is not that beautiful او آنقدر هم زیبا نیست this question isn’t that difficult این سوال اونقدرها هم سخت نیست […]
عبارت win-win
ˌwin-win (adjective) [only before noun] برد-برد برای دپو طرف/ نتیجه دلخواه برای دو طرف It’s a win-win situation all around The agreement is a win-win for everyone
بررسی چند لغت ساده و معادل پیشرفته آن
Basic ————-Advance Harmful —-pernicious=مخرب زیانبار، تباهکننده indescribable —-ineffable=وصف نکردنی، غیرقابل توصیف، بر زبان نیاوردنی Sleep —-soporific=خواب آور/ کسل کننده Radiant —- Luminous=درخشان پرنور Musical —mellifluous=صدای آرام و دلنشین Enthusiastic —-ebullient=پراشتیاق پرشور، پرذوق Chance —-Serendipity=نیک بختی، خوشبختی، شانس/ اقبال Healthful —Salubrious=سودمند، سازگار، گوارا، سالم Passing —-Ephemeral=بیدوام زودگذر، ناپایدار excellent—-Resplendent=درخشان، پرشکوه، خیره کننده، فروزان Luxurious—-Opulent=گرانمایه مجلل، وافر، […]
واژه «Dowdy»
Dowdy =slovenly; untidy نا مرتب؛ کثیف؛ بی ریخت، بی قواره، از مد افتاده؛ (به طعنه) بد لباس She tried to change her dowdy image by buying a fashionable new wardrobe او سعی کرد با خرید یک کمد لباس جدید شیک وجهه نا مرتبش را عوض کند.
فعل ترکیبی «get around»
یکی از کاربردهای فعل ترکیبی get around معنی ‘رفت و آمد کردن’ است. یعنی اینکه شخصی مثلا در یک شهر به مکانی یا مکان هایی برود. این رفت و آمد کردن مثلا ممکن است به واسطه شغل باشد، یا ممکن است شخصی به عنوان جهانگر وارد شهری شود و طبیعتا برای دیدن مکان های مختلف […]
مفاهیم مشابه دزدیدن
stealدزدیدن hookربودن sneakدزدکی حرکت کردن liftسرقت کردن snitchدله دزدی کردن swipeکش رفتن moochتلکه کردن embezzlerاختلاسگر burglarخانه دزد-کسی که از خانهها دزدی میکند thiefدزد-کسی که از افراد دزدی میکند robberدزد بانک-کسی که از بانک دزدی میکند hijackerهواپیما دزد kidnapperبچه ربا abductorآدم ربا-کسی که بچهها را میدزدد joyriderماشین دزد-کسی که از برای تفریح ماشین میدزددpirateدزد دریایی-دزد آثار […]
چند تا از اصطلاحات رایج در شبکههای اجتماعی
(overrated): چیزی یا کسی که بیش از حد بهش بها داده شده (underrated): کسی یا چیزی که کمتر از حقش بهش بها داده شده (Drama Queen): ننه من غریبم بازی درآوردن، کولی بازی (underage): صِغَر سن، زیر سن قانونی (Hating): همون هیت دادن یا ابراز تنفر (Gossip): غیبت کردن، چُغُلی کردن (Cringe): خجالت زده […]
علایم اختصاری رایج در چت کردن (2)
علایم اختصاری رایج در چت کردن DC مخفف: Disconnect به معنای: قطع ارتباط با اینترنت C مخفف: See به معنای: دیدن، می بینمت U R مخفف: Your به معنای: برای شما K مخفف: Okay به معنای: خوبه، باشه، قبوله LTR مخفف: Later به معنای: بعدأ OMG مخفف: Oh My GOD به معنای: آه خدای من!



















Friday, 2 October , 2026