14 لغت کاربردی/ Recommended & Depend
Handle — از عهده برآمدن / مدیریت کردن Deal — برخورد کردن / سروکله زدن Depend — بستگی داشتن Believe —باور داشتن Recommend — توصیه کردن Invite — دعوت کردن Prepare — آماده کردن Check — بررسی کردن Share — به اشتراک گذاشتن Join — ملحق شدن / شرکت کردن Reach — رسیدن Follow — […]
واژه «spite»
spite کینه، بدخواهی،خشمگین کردن، کینه ورزیدن He is jealous and full of spite او حسود و پر از کینه است You only denied his request out of spite فقط از روی کینه توزی درخواست او را رد کردی.
عباراتی با Owe
I owe you an apology من به تو یک عذرخواهی بدهکارم! I still owe on the car من هنوز بابت ماشین بدهکارم I owe you a drink بهت یک نوشیدنی بدهکارم I owe you my thanks مدیون تو هست/یکی طلب من به شما She still owes me for all the times I’ve helped her out […]
بررسی برخی واژگان ساده و پیشرفته انگلیسی / «Concur» به چه معناست؟
در امتحان آیلتس استفاده از لغتها و عبارتهای نرمال و پایه اشتباه نیست، ولی هرچقدر بتونید به صورت متعادل از کلمات سطح Advanced و آکادمیک استفاده کنین میتونین انتظار نمرهی بالاتری رو هم تو بخش Speaking و هم Writing داشته باشین. Normal=Academic Many= Numerous Prove= Justify Agree= Concur Good= Advantageous Bad= Detrimental Show= Elucidate […]
چند عبارت کاربردی/ «so-and-so» به چه معناست؟
فلانی so-and-so called yesterday فلانی دیروز زنگ زده بود ?what’s her face اسمش چی بود؟ I saw that girl from class yesterday, what’s her face دیروز اون دختر همکلاسی مون رو دیدم اسمش چی بود؟
چند عبارت پرکاربرد با «stay»
stay safe مراقب باش stay focused حواستو جمع کن stay still تکون نخور stay away نزدیک نشو stay back عقب وایسا stay out دخالت نکن stay over شب بمون stay up نخواب
3 عبارت درباره «wholesale»
wholesale فروش عمده wholesale store مغازه عمده فروشی wholesale price قیمت عمده فروشی
صبرم تموم شد به انگلیسی چه می شود؟
my patience was gone صبرم تموم شده my sleep was gone خوابم پرید
عبارات ruthless & pushy
pushy= brash=ambitious مصمم برای انجام کاری/ جاه طلب/سختگیر I used to be very pushy about my views on food من قبلاً در مورد دیدگاهم درباره غذا بسیار سختگیر بودم. ruthless هدفمند/ کسی که می داند چه می خواهد/ظالم He has a ruthless determination to succeed او عزم ظالمانه ای برای موفقیت دارد
عبارت divulge
divulge= make known=betray=reveal فاش کردن/ خیانت در امانت کردن/افشا ساختن The CEO refused to divulge how much she earned. مدیرعامل از افشای میزان درآمد او خودداری کرد.




















Friday, 2 October , 2026