اصطلاح «ignorance is bliss» به چه معناست؟ ۰۴ آبان ۱۴۰۵

اصطلاح «ignorance is bliss» به چه معناست؟

ignorance is bliss مصداق ضرب المثل معروف «بی خبری، خوش خبری است»/نادانی سعادت است if you do not know about something, you do not worry about it What’s the point in knowing about all these problems if we can’t do anything about them? Sometimes ignorance is bliss, you know اگر نتوانیم کاری در مورد آنها […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 28 از 117 - الفبای زبان
اصطلاح «in virtue of» به چه معناست؟ ۱۹ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «in virtue of» به چه معناست؟

in virtue of (something) به خاطر، به دلیل؛ به وسیله Due to something; because of something; by reason of something In virtue of your years of hard work and experience in the company, we think you would be well-suited to a managerial role within the company I know that you feel the need to intervene […]

اصطلاح You remind me of ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح You remind me of

زمانی که می خواهیم بگوییم تو منو یاد فلان چیز می ندازی از این عبارت ترکیبی استفاده می کنیم: …You remind me of   مثال: You remind me of my past تو منو یاد گذشته خودم میندازی. You remind me of my late mother تو منو یاد مادر مرحومم میندازی. You remind me of my […]

3 اصطلاح کاربردی /as a rule ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

3 اصطلاح کاربردی /as a rule

Start a family عبارت Start a family برخلاف ظاهرش به معنی “تشکیل خانواده” نیست!در انگلیسی Start a family به معنی (تصمیم به) بچه‌دار شدن است. Steve and Liza want to start a family next year استیو و لیزا می‌خوان سال بعد بچه‌دار بشن as a rule طبق معمول – طبق عادت همیشگی As a rule, […]

اصطلاح «بعید است» ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «بعید است»

This is so unlike you   از تو بعیده   It was so unlike him to say something like that, with such intensity, that I was astonished آنقدر  ازش بعید بود که او چنین چیزی بگوید،  به حدی که من متحیر شدم

اصطلاح «tattle on someone» به چه معنی است؟ ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «tattle on someone» به چه معنی است؟

چُغلی کردن/ اخبار غیرموثق

اصطلاح «آدم پوست کلفت» ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «آدم پوست کلفت»

Thick-skinned person پوست کلفت. آدم با ظرفیت. کسی که ناراحت نمیشه از انتقاد یا شوخی. He is so thick-skinned. I criticized his presentation point-by-point, essentially tearing him [it] apart [to shreds], but he took it so well and said he would send me a revision by next week او خیلی پوست کلفت است. من از […]

4 اصطلاح کاربردی/ Upset the apple cart ۰۷ خرداد ۱۴۰۴

4 اصطلاح کاربردی/ Upset the apple cart

Upset the apple cart خراب کاري کردن،گند زدن به کاري Jump down someone’s throat به کسي پريدن،پاچه کسي را گرفتن Flow with the tide با ديگران راه آمدن،با ديگران کنار آمدن Iron things out گره از مشکلي باز کردن

فعل ترکیبی run across ۰۷ خرداد ۱۴۰۴

فعل ترکیبی run across

فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید:    I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]

4 اصطلاح کاربردی/ «Rest assured» به چه معناست؟ ۰۳ خرداد ۱۴۰۴

4 اصطلاح کاربردی/ «Rest assured» به چه معناست؟

It’s confidential : محرمانه ست Rest assured : خیالت راحت My lips are sealed : دهنم قرصه What a relief : خیالم راحت شد

انواع تشکر در موقعیت های مختلف ۰۳ خرداد ۱۴۰۴

انواع تشکر در موقعیت های مختلف

 Thanks a lot – خیلی ممنون  Many thanks – سپاس فراوان  Much appreciated – واقعاً قدردانم  I owe you one – بهت مدیونم (غیررسمی)  I’m grateful – ممنونم / قدردانم  I appreciate it – ممنونم / قدر لطفت رو می‌دونم  Cheers – مرسی (خیلی خودمونی و غیررسمی)  Thanks a ton – یه دنیا ممنون (غیررسمی) […]