اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟
Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam. بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]
۳ اصطلاح انگلیسی/ برنامت چیه؟
?What are you up to برنامت چیه؟ Bachelor pad خانه مجردی Stay out of it دخالت نکن
3اصطلاح جذاب/ سرخ شدن از خجالت به انگلیسی
Let’s go dutch بیا دونگی حساب کنیم Scooch over یه ذره برو اونورتر I’m blushing از خجالت سرخ شدن
۳اصطلاح جذاب!/ Learn the ropes به چه معناست؟
Learn the ropes چم و خم کار را به دست گرفتن To Dish out سرو کردن غذا Ants in your pants نگران و دلواپس داستانی بودن
3 اصطلاح اسلنگ/برو سر اصل مطلب (بی ادبانه) به انگلیسی
Cut the crap Get to the point برو سر اصل مطلب Pull the other one خالی نبند Happy go lucky سر به هوا
فعل zone out به چه معناست؟
فعل عبارتی (phrasal verb) zone out به معنای “توجه نکردن، اهمیت ندادن” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Not pay attention مثال: She zoned out during the lecture because it was so boring او به سخنرانی توجه نداشت، چون خیلی کسل کننده بود.
3اصطلاح انگلیسی/ معنای the rest is history به چه معناست؟
The rest is history باقیش رو خودت می دونی! I’m in tip-top shape today امروز توپ توپم Work on توسعه دادن، بهبود بخشیدن
3 اصطلاح کاربردی/ به بن بست رسیدن به انگلیسی
to reach an impasse به بن بست رسیدن! Cat’s pajamas فوق العاده، بی نظیر Bail out کمک کردن، نجات دادن
Quick Happiness Tips
:Seven Quick Happiness Tips Don’t listen to gossip Ignore what people say about you Design your own life Look for the good in every situation Develop an attitude of gratitude Laugh more Once it’s past, let it go هفت نکته برای سریع شاد شدن: به شایعات گوش نده. آنچه دیگران در مورد تو می گویند […]
اصطلاح No biggie به چه معناست؟
No biggie چیز مهمی نیست این عبارت در واقع مخفف “it’s no big deal” میباشد که گاهی در محاوره به صورت خلاصه به کار میرود. این عبارت عامیانه و محاورهای است.
!I had a hunch
“I had a hunch” حسم میگه / یه حسی دارم که/ به دلم افتاده به معنای “من احساسی داشتم” است، این اصطلاح به معنای این است که شما بهطور ناخودآگاه یا بدون دلیل قابل توضیحی احساسی یا باوری دارید. have a hunch I can’t explain it, I just have a hunch that Maggie’s pregnant نمیتونم […]




















Friday, 24 July , 2026