واژههایی که به معنی «تعداد/مقدار زیاد» هستند
manifold زیاد The reasons for this situation are manifold دلایل این وضعیت زیاد هستند. a battery ofتعداد زیادی a battery of medical tests تعداد زیادی تست پزشکی a (great) wealth ofمقدار زیادی The new manager brings a great wealth of experience to the job مدیر جدید تجربهی زیادی برای شغل به ارمغان میآورد.
رایج ترین قید زبان انگلیسی” Literally”
رایج ترین قید انگلیسی که در هر قسمتی از جمله می تواند بیاید Literally (adverb) Literally, I ran 5 kilometers واقعا پنج کیلومتر دویدم I’m literally exhausted من واقعا خیلی خسته ام I fell asleep on my book, literally به معنای واقعی کلمه رو کتاب خوابم رفت
حرف اضافه Popular کدام است؟
popular = محبوب/ دوست داشتنی/ پرطرفدار Popular among و popular with هر دو می می توانند درست باشند اما تفاوت آنها در این است که: popular with برای اشخاص استفاده می شود popular among برای ایده ها، تفکرات ،اشیا و… مورد استفاده قرار می گیرد. اما معنای هر دو «محبوب در میان» یا «محبوب بین» […]
نکته مهمی درباره واژه «Rare»
برای چیزهایی که تعداد کمی از آنها وجود دارد از کلمهی rare استفاده میشود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویدادهایی که خیلی کم رخ میدهند هم از کلمهی rare استفاده میشود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]
ساختار جالب ” I went off on “
I went off on my boss. حسابی سر رئیسم داد زدم. I went off on the costumer. حسابی سر مشتری داد زدم. I went off on my roommate! حسابی سر هم اتاقیم داد زدم. I went off on everyone. حسابی سر همه داد زدم .
ساختاری برای گفتن ” حوصله فلان کار و ندارم”
برای گفتن حوصله فلان چیز و ندارم باید از ساختار زیر استفاده کنیم I don’t feel like + verb ing I don’t feel like working حوصله کار کردن ندارم I don’t feel like cooking حوصله آشپزی ندا م
اصطلاحی برای ” بدم نمیاد…”
برای این ساختار از I wouldn’t + verb ing استفاده می کنیم: I wouldn’t mind going on a trip بدم نمیاد برم سفر I wouldn’t like getting a little more sleep بدم نمیاد ی ذره بیشتر بخوابم
گرامر Inversion چه مواقعی کاربرد دارد؟
Inversion تو انگلیسی رسمی، بعضی وقتها برای تأکید یا زیباتر کردن جمله، ترتیب کلمات رو برعکس میکنن. به این کار میگن Inversion (وارونگی). مثالهای کاربردی: Never have I seen such a view! (هرگز همچین منظرهای ندیدهم!) تأکید روی “Never” Rarely does he make mistakes. (بهندرت اشتباه میکنه.) تأکید روی “Rarely” Not only was she smart, […]
ساختاری برای بیان خواسته یا توصیه
وقتی میخوایم دربارهی خواسته، توصیه، الزام یا شرایط غیرواقعی حرف بزنیم، از Subjunctive استفاده میکنیم. ساختار: Subject + (suggest/insist/recommend/essential/important) + that + Subject + base verb مثالها: They suggested that he leave early. پیشنهاد دادن که او زودتر بره. It is essential that everyone be on time. ضروریه همه سر وقت باشن. فعل بعد از […]
نکته سریع گرامر درباره Few & Little
نکته سریع گرامر (Quick Grammar) Few vs. Little چه زمانی از “few” و چه زمانی از “little” استفاده کنیم؟ – A few (چندتا) → برای چیزهای قابل شمارش مثال: She bought a few apples. او چندتا سیب خرید. – A little (کمی) برای چیزهای غیرقابل شمارش مثال: He needs a little time. او به کمی […]
ساختار گرامری Not only … but also
Not only … but also … Meaning: Used to add surprising or extra information and emphasize two things. معنی: نه تنها … بلکه همچنین … مثال: She is not only intelligent but also hardworking. او نه تنها باهوش است، بلکه سختکوش هم هست. Structure: Not only + word/phrase + but also + word/phrase


















Wednesday, 28 October , 2026