واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی

Indefatigable SYN: tireless (رسمی) خستگی ناپذیر، نَستوه   Although the effort of taking out the garbage exhausted Wayne for the entire morning, when it came to partying, he was indefatigable اگرچه تلاش برای بیرون بردن زباله ها وین را کل صبح خسته کرد، اما وقتی نوبت به مهمانی رسید، خستگی ناپذیر بود.   One can […]

بایگانی‌های ویژه - صفحه 7 از 137 - الفبای زبان
چند اصلاح کافه ای(۲)/ ?Can I swap this for ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

چند اصلاح کافه ای(۲)/ ?Can I swap this for

We’re ready to order.   سفارشمونو بدیم؟   Can I get a refill?   میشه نوشیدنی رو پر کنی؟   Can you split the check?   میشه فاکتور رو جدا بزنی؟   Can I get the check?   صورت حساب لطفاً.   Everything tastes great!   همش خیلی خوشمزه س   Can I swap this […]

 چند اصطلاح خیلی خودمونی و کافه ای/ Make it decaf ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

 چند اصطلاح خیلی خودمونی و کافه ای/ Make it decaf

  * My usual, please. همون همیشگی رو لطفاً   It’s on me. مهمون من * Grab a coffee يه قهوه بزنیم   * Coffee to go. قهوه بیرون بر   * Make it decaf بدون کافئینش کن   * Can I get oat milk instead? میشه شیر جو دوسر بذاری؟   * Double shot […]

اصلاح “Ring  up” به چه معناست؟ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

اصلاح “Ring up” به چه معناست؟

مبلغ خرید رو تو دستگاه صندوق ثبت کردن و آماده کردن برای پرداخت معمولاً وقتی میخوای فروشنده کالاها تو اسکن کنه و پول بگیری استفاده میکنی مثال ها Can you ring me up, please? میتونی حسابشو برام بكني لطفاً؟ I’m ready to check out. Can you ring me up? میخوام پرداخت کنم میتونی برام حساب […]

چند اصلاح جالب/French leave به چه معناست؟ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

چند اصلاح جالب/French leave به چه معناست؟

    French leave یواشکی رفتن بدون خداحافظی “He took French leave after dinner” بعد از شام بی سرو صدا رفت. Indian summer دوره کوتاه گرما وسط پاییز “We’re having an Indian summer this week.” این هفته به گرمای پاییزی داریم Chinese whispers حرفی که دهان به دهان میچرخه و تغییر میکنه . “The story […]

«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد ۰۲ آذر ۱۴۰۴
روایتی از ابراهیم حسن‌بیگی؛

«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد

ابراهیم حسن‌بیگی روایتی از حواشی تالیف ۹ اثر داستانی خود را در قالب کتابی با عنوان «پشت صحنه نوشتن» منتشر کرد. به گزارش الفبای زبان، در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: حسن‌بیگی در این کتاب روایتی بی‌پرده از چگونگی کشف سوژه برای نگارش هر اثر، تألیف، انتشار و بازخوردهای خود از انتشار این آثار […]

داستان کوتاه انگلیسی «Blame» همراه ترجمه ۰۲ آذر ۱۴۰۴

داستان کوتاه انگلیسی «Blame» همراه ترجمه

Blame One day a man went for a walk on the beach. He saw that a ship full of passengers struck a rock and capsized in the sea. The ship went under water and all the people on board fell into the sea. As they did not know how to swim, they drowned one by […]

به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟ ۲۴ آبان ۱۴۰۴

به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟

Homebody=One whose interests center on the home   معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیت‌های بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح می‌ده.   Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود   I’ll […]

تفاوت افعال oversee و overlook ۱۷ آبان ۱۴۰۴

تفاوت افعال oversee و overlook

تفاوت افعال oversee و overlook فعل overlook به معنی “غفلت کردن” و “چشم پوشی کردن” است. .It is believed that accident happened because a number of safety checks were overlooked اعتقاد بر این است که تصادف به دلیل غفلت کردن تعدادی از بررسی های ایمنی رخ داده است. فعل oversee به معنی “نظارت کردن” است. […]

اصطلاح «being hampered by something» ۱۲ آبان ۱۴۰۴
استفاده در ساختار مقاله نویسی و رایتینگ؛

اصطلاح «being hampered by something»

 استفاده از این ساختار در مقاله نویسی و Writing امتیاز شما را بسیار بالا می برد. being hampered by something بوسیله چیزی مختل شدن یا با مانع مواجه شدن being hampered by bad weather تحت تاثیر آب و هوای بد قرار گرفته است

چند واژه ترکیبی مرتبط با زیبایی صورت (2) ۰۶ آبان ۱۴۰۴

چند واژه ترکیبی مرتبط با زیبایی صورت (2)

Stubble معنی: ته‌ریش مثال: He’s got thick eyebrows and stubble او ابروهای پرپشت و ته‌ریش دارد. Clean-shaven  معنی: اصلاح‌شده، بدون ریش و سبیل مثال: He’s clean-shaven and looks neat او اصلاح کرده و مرتب به نظر می‌رسد. Receding hair  معنی: عقب‌رفتن موها مثال: His hair is receding موهایش در حال عقب رفتن است.