عبارتی برای “نقطه قوت”
Painting is my forte نقاشی نقطه قوت منه Math is his forte ریاضی نقطه قوت اوست Cooking is her forte آشپزی نقطه قوت اوست
واژگان ضروری(91)
Whisper نجوا کردن ، پچ پچ کردن Concentration تمرکز cockiness گستاخی، خودنمایی conceit خودبینی، غرور، استعاره hauteur بزرگی، بزرگ منشی، ارتفاع، غرور hubris غرور، گستاخی pride مباهات، بهترین، سربلندی، برتنی، فخر، افاده، غرور، تکبر، سبب مباهات، تفاخر کردن vainglory لاف، گزاف، خودستایی، غرور، فیس vanity بادسری، بطالت، بیهودگی، پوچی، غرور، خودبینی
واژگان مرتبط با بیماری
Recover بهبود یافتن To have tendency to a diseases زمینه یک بیماری را داشتن Acute حاد Heart condition عارضه قلبی
عبارت «بدونِ …»
در زبان انگلیسی وقتی میخواهند بگویند «بدونِ …» از ساختار زیر استفاده میکنند: Noun + Free Sugar free بدون شکر Salt free بدون نمک Alcohol free بدون الکل
انواع امتحان در زبان انگلیسی
Test امتحان Exam آزمون Quiz آزمون کوتاه Final امتحان نهایی Midterm امتحان میان ترم Oral exam امتحان شفاهی Written exam امتحان کتبی Practical exam امتحان عملی Mock exam امتحان آزمایشی
لوازم تحریر
stationery=لوازمِ تحریر Compass = پرگار Protractor = نقاله Pencil case = جامدادی Pen = خودکار Ruler = خط کش Glue= چسب مایع Pencil sharpener = مدادتراش Paint brush = قلم مو Set square = گونیا Highlighter pen = ماژیک های لایتر ( ماژیک فسفری، علامت زن) Notepad = دفترچه Eraser = پاک کن Calculator […]
ویژگی های اخلاقی افراد (5)
Brave: شجاع Smart: هوشمند Handsome: خوشتیپ Ambitious: توانا Strong: قوی Kind: مهربان Confident: اعتماد به نفس Funny: خندهدار Generous: بخشنده Adventurous: ماجراجو Caring: مراقبتکننده Loyal: وفادار Talented: با استعداد Responsible: مسئولیتپذیر Respectful: احترامآمیز Humble: متواضع Charismatic: جذاب Diligent: سختکوش Creative: خلاق Wise: دانا
برخی عبارات مهم تاکیدی
Above all از همه مهم تر. Obviously آشکارا، معلوم بودن که Clearly وضوح، مسلما Evidently از قرار معلوم، ظاهرا Actually در حقیقت، واقعا In fact در واقع ، در حقیقت certainly به طور مسلم Definitely حتما ، قطعا Extremely بى نهایت ، بسیار Indeed راستی، در واقع Absolutely مسلما، حتمآ Positively قطعا، بي تردید Unquestionably […]
درباره Ever since
Ever since از وقتی که… He’s been depressed ever since he got divorced از وقتی که طلاق گرفته، دچار افسردگی شده. He’s known Sarah ever since they were children از وقتی که بچه بودن، سارا رو میشناخته.
تفاوت بین Voice، Sound، Noise
Voice صدای انسان She has a very loud voice او صدای خیلی بلندی دارد Sound صدای اشیا و حیوانات He likes to awake to the sound of a radio او دوست دارد که با صدای یک رادیو از خواب بیدار شود Noise سر و صدا ( انسان، محیط و … ) Stop making so much […]
افعال عبارتی پرکاربرد (14)
set out شروع به کار کردن put off به تاخیر انداختن back up پشتیبانی pass away فوت شدن fall down فرو ریختن call off کنسل کردن wipe away پاک کردن weigh up سبک سنگین کردن، سنجیدن wear out از پا درآمدن make for عازم شدن hand around دست به دست چرخاندن چیزی wrap up تمام […]



















Sunday, 16 August , 2026