جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn ۰۶ آبان ۱۴۰۵

جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn

I tripped over something پام به چیزی گیر کرد    I almost fell نزدیک بود زمین بخورم    My foot has gone numb پام خواب رفته   My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه   There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته    The line isn’t moving at all […]

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 59 از 160 - الفبای زبان
اصطلاح «اخیرا» در جملات ۱۵ بهمن ۱۴۰۲

اصطلاح «اخیرا» در جملات

?Have you spoken to…….lately اخیرا با………. صحبت کرده ای؟ ?Have you spoken to Mina lately اخیرا با مینا صحبت کرده ای؟ ?Have you spoken to kazem lately اخیرا با کاظم صحبت کرده ای؟ ?Have you spoken to your brother lately اخیرا با برادرت صحبت کرده ای؟  ?Have you spoken to your sister lately اخیرا با […]

عبارت «conjure up» ۱۵ بهمن ۱۴۰۲

عبارت «conjure up»

conjure up 1-(با چشم بندی یا سحر و جادو) احضار کردن، 2- به یاد آوردن، به خاطر خطور دادن to present to the mind; evoke or imagine He conjured up a picture of his childhood او تصویری از دوران کودکی خود ساخته است

استفاده از ساختار Compared to ۱۰ بهمن ۱۴۰۲

استفاده از ساختار Compared to

برای بیان “در مقایسه با ….” از ساختار Compared to استفاده می‌شود: Compared to Compared to her peers, she’s more intelligent در مقایسه با هم سن و سال‌هایش، او باهوش تر است.   Compared to our small flat, Bill’s house seemed like a palace در مقایسه با آپارتمان کوچک ما، خانه بیل مانند یک قصر […]

چند واژه کاربردی (100) ۱۰ بهمن ۱۴۰۲

چند واژه کاربردی (100)

Blame: To accuse. To hold responsible مقصر دانستن، سرزنش کردن Blanket: A cloth cover used to keep warm پتو Bleed: To lose blood خون آمدن از Blind: Not able to see کور Block: To stop something from being done. To prevent movement بلوك،بلوك کردن Blood: Red fluid in the body خون Blow: To move with […]

واژگان پرکاربرد در انگلیسی (99) ۰۹ بهمن ۱۴۰۲

واژگان پرکاربرد در انگلیسی (99)

acknowledge تصدیق کردن، قبول کردن، تأیید کردن، قدردانی کردن، اعتراف کردن acquire بدست آوردن، پیدا کردن، حاصل کردن، آموختن adage ضرب المثل، مثل، پند assimilate وفق دادن، جذب کردن، شبیه ساختن، تلفیق کردن assortment دسته، ترتیب، طبقه بندی، دسته بندی caliber استعداد، گنجایش، کالیبر، قطر گلوله condensed متراکم، فشرده، خلاصه شده contradictory مغایر، مخالف، متناقض […]

لغات کاربردی (98) ۰۹ بهمن ۱۴۰۲
معادل پیشرفته؛

لغات کاربردی (98)

Very hard = challenging Tired = exhausted Angry = furious Clean = spotless do = perform/commit/conduct think = suppose/presume good = significant/impressive become better = improve important = remarkable/noticeable make clear = clarify not simple = complicated/ perplexed hard = difficult decide = make a decision

درباره Through &Thorough ۰۸ بهمن ۱۴۰۲

درباره Through &Thorough

 Through این کلمه یک حرف اضافه/قید و به معنی‌های زیر است:  از یک سو به سوی دیگر They walked slowly through the woods آن‌ها به آرامی در جنگل قدم زدند (از یک سو به سوی دیگر در جنگل).  هنگام یک فعالیت (از اول تا آخر یک فعالیت) The children are too young to sit through […]

درباره واژگان million/thousand/hundred ۰۸ بهمن ۱۴۰۲

درباره واژگان million/thousand/hundred

وقتی کلمات “million/thousand/hundred” بعد از یک عدد دقیق می‌آیند، در حالت مفرد و بدون حرف اضافه‌ی “of” بکار می‌روند. مثال: two million pounds two thousand years three hundred four billion  بنابراین عبارت زیر اشتباه است: five/ten/fifteen millions of sth و شکل صحیح آن بصورت زیر است five/ten/fifteen million sth  جمله‌ی زیر نیز اشتباه است: The […]

انواع صداها ۰۷ بهمن ۱۴۰۲

انواع صداها

Sneeze عطسه کردن Cough سرفه کردن Snore خر و پف کردن Moan and groan غرولند کردن Growl غر غر کردن Murmur زمزمه کردن Mumble زیر لب چیزی گفتن Whisper پچ پچ کردن Whistle سوت زدن Shout داد کشیدن Scream جیغ کشیدن Voice صدا(انسان) Sound صدا (غیر انسان)

 30 لغت پرکاربرد در انگلیسی (97) ۰۷ بهمن ۱۴۰۲

 30 لغت پرکاربرد در انگلیسی (97)

1- Accept – پذيرفتن 2-Allow – اجازه دادن 3-Ask – پرسيدن 4-Believe – باور كردن 5-Borrow – قرض گرفتن 6-Break – شكستن 7-Bring – آوردن 8-Buy – خريدن 9-Can/ Be able – توانستن 10-Cancel – منتفي كردن 11-Change – تغيير دادن 12-Clean – تمييز كردن 13-Comb – شانه كردن 14-Complain – شكايت كردن 15-Cough – […]