جملات کاربردی در موقعیتهای متقاوت/ I took a wrong turn
I tripped over something پام به چیزی گیر کرد I almost fell نزدیک بود زمین بخورم My foot has gone numb پام خواب رفته My shoes are rubbing against my feet کفشم پامو میزنه There’s something in my shoe یه چیزی توی کفشم رفته The line isn’t moving at all […]
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد شخصیت افراد (101)
او پر حرف/ کم حرف است. He’s talkative/quiet او خوش صحبت/ کسل کننده است. He’s entertaining/boring او خجالتی/پررو است. He’s shy/ cheeky او مودب/ بی ادب است. He’s polite/impolite او متین(باوقار)# جلف/سطح پایین است. He’s calm/composed/ self-possessed# cheap/ low-class او مودب/ بی ادب است. He’s polite/ impolite (rude او قابل اعتماد/ غیر قابل اعتماد است. […]
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد شخصیت افراد(100)
در این پست اصطلاحات و جملات رایج انگلیسی که برای توصیف شخصیت افراد به کار می رود، عنوان شده است. نسبتاً اجتماعی است. He‘s quite sociable نسبتاً گوشه گیر است. He’s rather unsociable من مهربان و صمیمی هستم. I’m kind and friendly خودم را مهربان و صمیمی می دانم. I consider myself kind and […]
برخی ویژگی ظاهری افراد/ کک و مکی/ ابرو کمان
Good looking خوش قيافه Attractive خيره كننده Skinny استخواني و لاغر Obese خيلي چاق Muscular عضلاني Broad shouldered شانه پهن Sun tanned آفتاب سوخته Rosy cheecked لپ گلي Thin faced صورت باريك Round faced صورت گرد Bald كچل Scruffy شلخته Dry hair/ greasy hair موي خشك/ چرب Freckles كك و مك Arched brows ابرو كماني […]
واژه Keen به چه معناست؟ چند عبارت کاربردی
keen=intense=strong کلمه keen معانی مختلفی دارد از جمله؛ تند، حاد، تیز، حساس، زیرک، مشتاق She has a keen interest in sports او علاقه شدیدی به ورزش داشت Some people have a keen desire to be famous برخی افراد تمایل زیادی به معروف شدن دارند برخی عبارات با واژه Keen: Keen sarcasm طعنه تند […]
چند عبارت مهم با واژه Dead
نویسنده : سارا کوشا واژه dead اگر قبل از صفت بیاد به معنی absolutly و دقیقا می باشد Dead right:دقیقا درست Dead shot :کسی که هدفش را دقیق میزند Dead color: رنگ مات Dead sound: صدای گرفته و سنگین که طنین ندارد Dead wall:دیوار بدون پنجره Deadpan: چهره بی احساس Dead certainty: مطلب کاملا […]
لغات اساسی در رستوران / (102) Essential Words
نویسنده : صغری توحیدلو لغات اساسی در رستوران Essential Words سفارش دادن:order پیتزا فروشی:pizzeria/Pizza parlor ساندویچ فروشی:Sandwich bar میز را چیدن:set the table اغذیه فروشی:snack bar پیش غذا: Starter/appetizer رستوران بخر و ببر:take-away/take-out restaurant رو میزی: tablecloth سفارش گرفت: take order انعام: tip پیشخدمت مرد:waiter پیشخدمت زن: waitress رستوران لب دریا: waterfront restaurant کاملا رزرو […]
۱۰ آذر ۱۴۰۳
انواه بینی در انگلیسی/ بینی کوفته
او بینی کج دارد. He has a crooked nose او بینی شکسته دارد. He has a broken nose او بینی کوفته دارد. He has a flat nose او بینی عقابی دارد. He has a Roman nose
2 عبارت کاربردی/ «Tootle off» به چه معناست؟
He was devastated خیلی ناراحت و داغون بود! Tootle off ترک کردن، رفتن
عبارت «Tail off» به چه معناست؟
فعل عبارتی (phrasal verb) Tail off به معنای “ساکت شدن، سکوت کردن، کاهش یافتن تدریجی” است. syn for tail off=Become silent =inaudible مثال: The voices tailed off when she entered وقتی او وارد شد، سر و صداها خوابید (همه سکوت کردند). Our productivity tailed off last year بهره وری ما در سال […]
پنج روش در پاسخ به معذرت خواهی!
That’s OK گپی نیست. It happens این چیزها اتفاق می افتد. No problem / No worries مشکلی ندارد.(به فکر اش نباش). Don’t worry about it نگران اش نباش. I forgive you تو را می بخشم.



















Saturday, 31 October , 2026