عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “ ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “

I drink coffee out of habit از روی عادت قهوه می خورم I gave her money out of pity از روی دلسوزی بهش پول دادم I locked the door out of fear از روی ترس در و قفل کردم

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 2 از 158 - الفبای زبان
3 لغت/Thrilled به چه معناست؟ ۰۳ مرداد ۱۴۰۵

3 لغت/Thrilled به چه معناست؟

Thrilled معنی: خیلی خوشحال و هیجان‌زده He was thrilled to win the game. او از بردن بازی خیلی خوشحال و هیجان‌زده بود.  Furious معنی: بسیار عصبانی She was absolutely furious when she lost her keys. او وقتی کلیدهایش را گم کرد، به‌شدت عصبانی شد.  Astonished معنی: بسیار متعجب I was astonished to hear the news. […]

عبارت “Burn out” به چه معناست؟ ۳۰ تیر ۱۴۰۵

عبارت “Burn out” به چه معناست؟

Burn out Meaning: to become extremely tired or exhausted because of too much work or stress معنی: فرسوده شدن / از پا افتادن / ته کشیدن انرژی مثال: She worked nonstop for months and finally burned out. ماه‌ها بدون وقفه کار کرد و آخرش کاملاً از پا افتاد.

چند لغت درباره ” Success & Personal Growth “ ۲۳ تیر ۱۴۰۵

چند لغت درباره ” Success & Personal Growth “

 Success & Personal Growth 

2 لغت درباره غمگین بودن/Heartbroken&Heartache ۲۱ تیر ۱۴۰۵

2 لغت درباره غمگین بودن/Heartbroken&Heartache

Heartbroken دل شکسته، به شدت غمگین He was completely heartbroken when his girlfriend of five years ended their relationship. Wilburn said that his daughter’s death had left him heartbroken. At some point, sports fans are guaranteed to go home heartbroken. The jacket quickly sold out, leaving a lot of heartbroken fans in its wake. یک […]

چند جمله مرتبط با لباسشویی ۲۰ تیر ۱۴۰۵

چند جمله مرتبط با لباسشویی

I need to do laundry. باید لباسارو بشورم My clothes still feel damp. لباس هام هنوز نم دارن I need to fold these. باید اینا رو تا کنم Can you hang these up? میتونی اینا رو آویزون کنی؟ This stain won’t come out. این لکه پاک نمیشه What detergent do you use از چه مایع […]

دو فعل عبارتی Go through &Get through ۱۶ تیر ۱۴۰۵

دو فعل عبارتی Go through &Get through

Go through = از سر گذروندن He was going through a very difficult time. اون دوره خیلی سختی رو داشت میگذروند. She’s gone through a really difficult time after her breakup اون بعد از جداییش خیلی دوران سختی رو از سر گذرونده   Get through با موفقیت از پس چیزی بر اومدن اینجا تمرکز روی […]

انواع Eat در زبان انگلیسی ۱۰ تیر ۱۴۰۵

انواع Eat در زبان انگلیسی

Eat out بیرون غذا خوردن Eat away آرام و تدریجی غذا خوردن Eat up کامل خوردن Eat into مصرف کردن و کاهش منابع ارزشمند Eat into

انواع دزدی در زبان انگلیسی/ Shoplifter به چه معناست؟ ۰۹ تیر ۱۴۰۵

انواع دزدی در زبان انگلیسی/ Shoplifter به چه معناست؟

Robber: a person who robs the bank کسی که بانک را می زند. (بیشتر برای سارق بانک بکار میره) Thief: a person who steals something from somebody (کسی که چیزی را از شخصی می دزدد (دزد Burglar: a person who steals something from home کسی که از خانه ای دزدی میکند Kidnapper : a person […]

4 لغت کاربردي/ “Approach” به چه معناست؟ ۰۸ تیر ۱۴۰۵

4 لغت کاربردي/ “Approach” به چه معناست؟

1. Analyze  معنی: تحلیل کردن Scientists analyze data to find patterns. دانشمندان داده‌ها را برای یافتن الگوها تحلیل می‌کنند. 2. Recognize معنی: تشخیص دادن، شناختن I recognized her voice immediately. من فوراً صدای او را تشخیص دادم. 3. Approach معنی: رویکرد، روش برخورد با یک مسئله We need a different approach to solve this problem. […]

“Hardly ever” به چه معناست؟ ۰۶ تیر ۱۴۰۵

“Hardly ever” به چه معناست؟

Hardly ever Used to say that something happens very rarely. به ندرت / تقریباً هیچ‌وقت She hardly ever watches TV. او به ندرت تلویزیون تماشا می‌کند. ساختار: Subject + hardly ever + verb نکته مهم: Hardly ever خودش معنای منفی دارد، بنابراین نباید با فعل منفی استفاده شود.