چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟ ۰۷ آبان ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “My heart skipped a beat” به چه معناست؟

She has a screw loose یه تختش کمه I jumped out of my skin زهره ترک شدم My heart skipped a beat دلم ریخت I have a bigger fish to fry کارهای مهم تر از اون دارم He walked all over me از من سو استفاده کرد When hell freeze over محاله، ممکن نیست

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 78 از 117 - الفبای زبان
جملات و اصطلاحات کاربردی (103) ۱۶ آبان ۱۴۰۲

جملات و اصطلاحات کاربردی (103)

That’s just a guts feeling ‎این فقط یک احساس درونییه follow your heart ببین دلت چی میگه My heart is heavy ‎ دلم گرفته است Don,t bottle up your heart/feeling احساستو قایم نکن..حرف دلتو بزن.. I’m blowing some steam on ‎ دارم عقده دلم رو خالی می کنم That’s very truthful of me ‎ با […]

چند اصطلاح کاربردی (102) ۱۵ آبان ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی (102)

My way or the high way یا هر چی من میگم یا هیچی   To pop the question خواستگاری کردن She is tight-lipped ذهنش قرص است (راز دارهِ) He always tried to blacken my name او همیشه تلاش می کنه “اعتبار” من وخراب کنه

چند اصطلاح روزمره (101) ۱۵ آبان ۱۴۰۲

چند اصطلاح روزمره (101)

They cannot handle it ازعهده اش برنمیان، Dream on مگه خوابشو ببینی Pick on someone your own size با يکی شوخی کن که هم قد خودت باشه Help yourself بفرمایید میل کنید Be tough as nails سرسخت باش مثل میخ (به فارسی:مثل کوه استوار)

اصطلاح شنیدن موضوعی از یک منبع موثق ۱۴ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح شنیدن موضوعی از یک منبع موثق

Straight from a horse’s mouth= you hear it from the person who has direct personal knowledge of it شنیدن موضوعی از یک منبع موثق   I don’t believe it that she did it. I’m going to go to ask her and hear it straight from the horse’s mouth من باور نمی کنم که او این […]

اصطلاح Either now or never ۱۴ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Either now or never

Either now or never یا الان یا هیچوقت Don’t mess me up با من کل کل نکن He always gets on my nerve همش رو اعصابم

اصطلاح Basket case به چه معناست؟ ۱۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Basket case به چه معناست؟

Basket case  خسته و درمانده، کوفته، عاجز و وامانده  After working a 12-hour day and then coming home and cooking dinner for her family, Tanya felt like a basket case تانیا وقتی پس از 12 ساعت کار روزانه به خونه برگشت و برای خانواده شام پخت، احساس درماندگی نمود.   I was so worried about […]

اصطلاحی درباره وسواس یا اشتغال ذهنی داشتن ۱۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاحی درباره وسواس یا اشتغال ذهنی داشتن

To have a bee in one’s bonnet=To be extremely busy=to be preoccupied or obsessed with something  خود واژه Bee به معناز زنبور است/ اشتغال ذهنی یا وسواس یا دلمشغولی داشتن/    He has a serious problem. So, he has a bee in his bonnet about removing the problem  او یک مشکل جدی دارد. بنابراین ذهنش […]

عبارات مورد استفاده در موقعیت آدم فراموش کار ۱۳ آبان ۱۴۰۲

عبارات مورد استفاده در موقعیت آدم فراموش کار

It slipped my mind یادم رفت.  I lost my train of thought رشته افکارم پاره شد.  I have memory like a sieve حافظه‌م داغونه.  I don’ t remember you شما رو بخاطر نمیارم.  I can’ t place you شما رو بجا نمیارم.

عبارات کاربردی (100) ۱۳ آبان ۱۴۰۲

عبارات کاربردی (100)

Be creative خلاق باش Be relaxed آرام باش Be motivated باانگیزه باش Be educated تحصیل کرده باش Be thoughtful با ملاحظه باش Be kind مهربان باش Be determined مصمم باش Be good خوب باش

اصطلاح From A to Z ۱۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح From A to Z

From A to Z=from beginning to end= completely  از اول تا آخر، از سیر تا پیاز، به طور کامل  He knows the subject from A to Z  او از سیر تا پیاز موضوع را ‌می‌داند He knows the Bible from A to Z. See full dictionary entry for A او کتاب مقدس را از سیر […]